دوشنبه3 مهر 1396                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 2097 تن
 

آقای رئیس جمهور، خطر رژیم باکو را جدّی بگیرید


لزوم مراجعه به مراجع و محاکم بین المللی جهت  تغییر نام جعلی جمهوری آذربایجان
ریاست محترم جمهوری ،جناب آقای دکتر حسن روحانی

هم چنانکه حضرت ‌عالی وقوف و اشراف کامل دارید حفظ و دفاع  از تمامیت ارضی و میراث  ملی و فرهنگی کشور نخستین وظیفه دولت  (به‌معنای عام آن) است. حدود  دویست  سال ازجدایی اجباری 17 شهر قفقازو در حدود یک صد سال از نام ‌گذاری جعلی جمهوری آذربایجان !! می‌گذرد . آن بخش از ایران زمین  که در متون کهن ،آلبانیا و آران ( که خود تلفظی دیگر از نام گرامی  ایران است ) نامیده می‌شد  با اهداف سیاسی و الحاق گرایانه  وبه  دروغ ، آذربایجان ! وسپس آذربایجان شمالی !! نامیده شد . حال ‌آن  که در تمامی متون پیش و پس از اسلام  رود ارس حد مرز آرّان  و آذربایجان  بوده و ماورای  ارس هرگز آذربایجان خوانده نشده است . در اوان چنین  نام‌ گذاری جعلی  (1918)، نخبگان  جامعه ایرانی  بدرستی  به اهداف  الحاق گرایانه  و سوءنیت  مساواتی ها و شخص « محمدامین رسول زاده » پی بردند و بدان اعتراض  کردند . علامه  دهخدا ، ملک ‌الشعرای  بهار ، کسروی تبریزی  و شیخ  محمد خیابانی از آن جمله‌ اند . خیابانی در اعتراض به این نام ‌گذاری جعلی ، آذربایجان حقیقی را « آزادیستان » نامید .حتی « بارتولد » روسی  و« مارکوارت » آلمانی نیز بدین  نام ‌گذاری جعلی  اعتراض  کردند . اعتراضات  به حدی  بود که « رسول زاده »ویارانش  قصد  بازپس‌ گیری  این  نام  جعلی  را داشتند.
امّا دولت مردان ایران  در خواب غفلت بودند. « عادل  خان زیاد خان »  را بعنوان  سفیر این جمهوری نوپا و با نام جعلی جمهوری آذربایجان ( آرّان ) درتهران  پذیرفتند و از تبعات این  نام‌ گذاری جعلی غافل  ماندند.
غفلت  و بی ‌توجهی  دولت  مردان  ایران  پس از فروپاشی  شوروی  و اعلام استقلال جمهوری‌ های ایرانی تبار واز آن جمله جمهوری آذربایجان  جعلی( آرّان )  بار دیگر مشهود است . صرف ‌نظر از ضعف عنصر ایرانی  در جذب و جلب  جمهوری‌ های ایرانی  تبار قفقاز و آسیای میانه  در اوان  فروپاشی  شوروی ، به رسمیت  شناختن  جمهوری  نوپای  آرّان  با  نام  جعلی  آذربایجان از سوی  جمهوری  اسلامی  ایران  و آن هم  بدون مآل  اندیشی  و توجه به عواقب و تبعات  سوء  آن  جای  بسی  تأمل و تأسف  است .
این  در حالی  ست  که  این  جمهوری  نو پا که  خود در گذشته  نه چندان دور جزو جغرافیای  سیاسی ایران  بوده  و به  ضرب شمشیر روس از پیکره  ایران  بزرگ  جداشده  و هم  امروز نیز در حوزه  فرهنگی  و تمدنی ایران  قرار دارد ، در اعلامیه  اعاده استقلال  خود  بتاریخ 30 اوت1990  ادعای  ارضی  علیه  استان  آذربایجان  ایران  را  مطرح نموده  و هدف خود  را وحدت دوآذربایجان !! ( شمالی  و جنوبی !!) اعلام  می‌کند . « ابوالفضل  ایلچی  بیک » نخستین  رئیس  دولت  این جمهوری  نوپا و نخستین  نظریه ‌ پرداز آذربایجان بزرگ !، آذربایجان  جنوبی !  ولزوم اتحاد  شمال  و جنوب ، در مصاحبه  رادیویی آوریل 1993 ، تبریز و ارومیه  و مرند  و اردبیل  و زنجان  و همدان  را  در خواب  می‌بیند و «حیدر علی‌اف » بعنوان  دومین  رئیس‌جمهور، آرزوی  پیوستن  آذربایجان  ایران  به  آذربایجان  جعلی  را در سر  می‌  پروراند و نمایندگان حزب  حاکم  « ینی آذربایجان » در نشست  اول  فوریه  تغییر نام  این  جمهوری  به  آذربایجان  شمالی  را مطرح  می‌کنند ( گرچه  اصطلاحاتی  همچون  آذربایجان شمالی  و جنوبی  و آذربایجان  واحد  مسبوق  به دوره  فرقه  اجنبی  ساخته  دموکرات  آذربایجان  24_1323 است)
نقش و دخالت مستقیم  رژیم  باکو در برگزاری  کنگره‌های  باصطلاح  آذربایجانی های  جهان  مشهود و آشکاراست . اولین کنگره آذربایجانی ‌های جهان !  درژوئن  1997درلس‌آنجلس  و با حضور مقامات  باکو و دومین کنگره  درماه مه   1998 در واشنگتن  برگزار می‌شود . دعوت  نامه‌های  آن  از سوی سفارت  جمهوری  آذربایجان  جعلی  در واشنگتن و با عبارت « از سفارت آذربایجان 0004-842-202-ساعت 04/16» به افراد  مختلف  فکس شده  در آن تصریح  گردیده بود که  هشتاد مین  سالگرد استقلال  کشور آذربایجان  را جشن  می‌گیرند . این کنگره  با  پیام «حیدر علی‌اف » افتتاح شده  و پیام او توسط  مشاور رئیس جمهور درامورملیت ‌ها  قرائت  می‌شود. جالب توجه اینکه  دراین کنگره  دو نقشه جغرافیایی  ارائه می‌شود :  یکی نقشه آذربایجان که قرار است از ایران جدا ! وبه آرّان ( جمهوری آذربایجان جعلی ) ملحق شود  و دیگری  نقشه آذربایجان  واحد متشکل ازقفقازو آذربایجان ایران  واراک  و قزوین  و همدان  و زنجان  و  بخش‌ هایی از استان  گیلان  است! مقامات  رسمی  رژیم  باکو  که در این کنگره  شرکت  کرده  بودند عبارتند از :
«هدایت  اروج اُف »مشاور رئیس جمهور دراموراقلیت ها
«علی  حسن اُف » مدیر دفتر سیاسی  رئیس جمهور
«حافظ  جلال  اوغلی  پاشایف »سفیر جمهوری آذربایجان  جعلی  درواشنگتن
«علی  کریم  اُف » معاون « ایلچی  بیک » رئیس حزب جبهه خلق
«فرامرز مقصوداُف»رئیس  آکادمی علوم  ونماینده  پارلمان  آن جمهوری
«فخرالدین  قربان اُف» کنسول  جمهوری  آذربایجان  در واشنگتن
«صابر رستم  خانلو»نماینده  پارلمان  و سایر افراد
اقدامات تحریک‌آمیز مداخله‌ جویانه  رژیم باکو اعم  از:
تشکیل  کمیته  دولتی  آذربایجانی های  خارج(آذربایجانی‌های  جهان)
تعیین  روز  31دسامبر بعنوان روزهم ‌بستگی  آذربایجانی‌های  جهان
برپایی  همایش ‌های  موسوم  به  کنگره  آذربایجانی های  جهان
ایجاد  تشکل‌های  فرهنگی ، سیاسی و هنری  درکشورهای  مختلف
ارتباط  با تشکل‌ های  تجزیه  طلب  ایرانی  در خارج  وحمایت  از آن‌ها
برپایی همایش ‌های  مختلف  در کشورهای  مختلف و سایر اقدامات  سال هاست  که  برای  تشکیل لابی جهانی آذربایجانی‌ها  صورت می‌پذیرد .
شرکت  مقامات باکو در چنین مجامعی که تمامیت ارضی ایران راهدف گرفته است تداوم دارد . حضور و شرکت آنان درکنگره آذربایجان های جهان در اوکراین و افرادی همچون: رستم خانلی  نماینده پارلمان ، اسماعیل آقا یف رئیس مرکز بین‌المللی دیاسپور (مرکز دولتی باکو)،زلیم خان محمدلی (نماینده پارلمان )ورئوف حسینلی. نکته جالب توجه پوشش خبری  این مراسم  توسط تلویزیون‌های دولتی باکو مانند : آذTV وتلویزیون  خزر است. همچنین است  برگزاری  کنگره مزبوردر15آذر 91و با حضور مقامات رژیم باکو . گرچه «رستم خانلی» ادعا می‌کند که کنگره با عزم و اراده آذری‌ ها برگزار می‌شود اما حقیقت امر چیز دیگری است . سازماندهی ، حمایت مالی  و تمهیدات لازم از سوی رژیم باکو انجام می‌پذیرد .
مراسمی  که به منظور افتتاح و راه ‌اندازی  تلویزیون ماهواره‌ای  گوناذ TV که با اهداف تجزیه طلبانه  وترویج  قوم‌گرایی  واختلاف افکنی در ایران  تأسیس گردیده ، در هتلی در میشیگان  وبا حضور کنسول جمهوری آذربایجان  جعلی  افتتاح می‌شود . نامبرده  به حمایت‌های  مالی  دولت متبوعش  ازاین تلویزیون اذعان می‌کند.
«فاضل مصطفی » نماینده پارلمان از لزوم تغییر سیاست نسبت به ایران  واتخاذ روش‌های  متفاوت جهت تأثیر بر ایران و حمایت از آذربایجانی‌ها در  ایران سخن می ‌راند . بازماندگان  فرتوت و سال ‌خورده  فرقه اجنبی  ساخته  دموکرات  در دفتری که دستگاه امنیتی  باکو در اختیار آن‌ها قرارداده  جمع  می‌شوند  وخاطرات خیانت‌بار خود رامرور می‌کنند . باکو پناهگاه  تجزیه طلبان  شده است . کما اینکه  هیئت نمایندگی  رژیم  باکو در مجمع پارلمانی اروپا  نیز در حمایت از تجزیه طلبان ایران سخن می‌رانند .
دستگیری جاسوسان باکویی در تبریزرا نیزبه موارد فوق  بیفزایید که با هدایت سیستم امنیتی  باکو و به منظور تحریک جوانان آذربایجانی و دامن  زدن  به  اختلافات  قومی و قبیله‌ای  طرح  شعارهای  تجزیه طلبانه در مسابقات  فوتبال  تراکتورسازی و در استادیوم سهند که  نمونه  اخیر آن  با بالا رفتن  پارچه ای  باشعار «آذربایجان جنوبی  جزوایران نیست »نمود می‌یابد .
حمایت  رژیم  باکو از گروه‌های  تجزیه  طلب  همچون  گاموح وداک  بر همگان  آشکار است . دفتر داک  درباکو مستقراست و«رستم خانلی »نماینده پارلمان رهبری آن را بر عهده دارد . همچنین است  تأسیس گروه « ینی آذربایجان »توسط  سیستم امنیتی باکوو شخص «حاکم صادق اُف » ونقش او درافتتاح  دفترتلویزیون  گوناذTV در باکو .
برگزاری  نشست عناصر تجزیه طلب در مرکز مطبوعات  بین‌المللی  باکو ونشست 23شهریور 91 در دفتر انستیتوی آزادی وامنیت خبرنگاران موسوم  به « راتی » در باکو . همچنین است  تشکیل  جلسه  دفترشورای آذربایجان جنوبی! در باکوپس اززلزله ارسباران ، جهت  اختلاف  افکنی  و ایجاد تشنج  به بهانه  عدم  توجه  دولت ایران  به مناطق  زلزله‌زده  آذربایجان .
ملاقات  مقامات  کنسولگری باکو در تهران و تبریز با چهره‌های تجزیه طلب   نیزمزید بر علت است . نقش سفارت باکو در ایران در ترویج اندیشه آذربایجان واحد ! بین آذربایجانی‌ها ایران بسیار حائز اهمیت است .
این چنین است که «الهام علی‌اف »خود را رهبر پنجاه ملیون آذربایجانی معرفی می‌کند!!ودر مصاحبه‌های مختلف بارها و بارها اعلام می‌کند :« در ایران ده ها میلیون آذربایجانی زندگی  می‌ کنند و ما نمی ‌توانیم  نسبت  به  سرنوشت آن‌ها  بی‌تفاوت  باشیم ».
این همه در کنار تحریف  حقایق  تاریخی ، دروغ  ‌پردازی ،جعل ووارونه گویی صورت می‌پذیرد. غیرایرانی معرفی کردن مردم آذربایجان ،تخریب  وتحقیرزبان ملی ایران  وفرهنگ  درخشان  آن ، توام  با دستبرد  به  متون  وکتب  تاریخی  انجام می‌گیرد . در کتاب  درسی  چهارم  دبستان ادعا  می‌شود  که گویا پانصد سال  پیش کشور مستقلی  به نام آذربایجان ! وجود داشته و مورد  تهاجم ایرانیان  وروس‌ها قرار می‌گرفته ! که در نهایت  طی  معاهدات  گلستان و ترکمنچای  بین ایران و روس  تقسیم شده است ! وحال ‌آنکه چنین موجودیتی  هرگز در تاریخ  وجود  نداشته ، آذربایجان  و قفقازهردو جزوقلمروایران  بوده اند  که  قفقازطی جنگ‌های ایران و روس ومعاهدات  ننگین مزبور از پیکره ایران  منتزع  گردیده  است. ضمن اینکه ماورای ارس هیچ‌گاه آذربایجان خوانده نمی‌شده و در متن معاهدات مزبور هم چنین نامی به آن خطه  اطلاق  نشده است. همین  تبلیغات در شبکه تلویزیون دولتی آذ  TVبه شکل  گسترده‌ای تداوم  می‌یابد چنان‌ که  گویا  جنگ‌ های عباس‌ میرزا باروس ها  نیز برای نجات آذربایجان از سلطه ایران بوده است !. نگاه متفاوت  رژیم  باکو به جدایی  اجباری قفقاز ازایران  وادبیات و موسیقی حسرت که پس از آن  به ‌وجودآمد در راستای تقسیم  آذربایجان (شمالی و جنوبی ) بین ایران و روس شکل می‌گیرد . کتاب‌های درسی و غیردرسی در باکو با رویکرد پان ترکی نوشته می‌شوند . چنین رویکردی  پس از فروپاشی شوروی  قوت بیشتری  یافته است . در این کتب  از دوره چنگیز و تیموربعنوان دوران طلایی یاد می‌شود وادعای  ارضی  علیه ایران  مطرح  می‌گردد. استان‌های شمال ایران  وحتی گیلان و مازندران نیزجزوکشور بزرگ آذربایجان!! به مرکزیت  باکو معرفی می‌شود . دائرةالمعارف رسمی  باکو ضمن  تحریف حقایق تاریخی ، چهره‌ها وحرکت‌های ملی و میهنی در ایران  مانند ستارخان و شیخ محمد خیابانی را استقلال‌طلبی از ایران معرفی می‌کند . کتاب سه جلدی تاریخ آذربایجان که در باکو منتشر شده و در آن فصلی  وجود دارد زیر عنوان :« سیادت ایران برآذربایجان و جنبش‌های رهایی ‌بخش  مردم آذربایجان  علیه اشغالگران ایرانی !!» در صفحات این نوع کتب به اصطلاحات  ساختگی  همچون آذربایجان شمالی و جنوبی  برمی‌خوریم . گویا آذربایجان سرزمینی  است  که  دوقسمت شده  و روزی باید به یکدیگر ملحق شوند . همچنین است  کتاب  « آنایوردوم » چاپ باکوو تحریف حقایق تاریخی درآن. انتشار اطلس جعلی آذربایجان  وترسیم بخشی از خاک ایران دراین  نقشه  به‌ عنوان اراضی دولت بیست ساله  باکو را نیزبه موارد فوق بیفزایید. ناگفته  نماند که  دانشجویان ، بازرگانان وتوریست‌های ایرانی  که به باکو مسافرت میکنند  جزو گروه‌های هدف چنین  تبلیغات  مسموم  و دروغین هستند. چاپ و نشروارسال  صدها هزارنسخه کتاب  وجزوه  و تأمین مالی  نشر آن‌ها  در ایران  توسط رژیم  باکو باهدف ایجاد اختلافات  قومی  و قبیله‌ای و جهت نیل به مقصود یعنی تجزیه آذربایجان و ایجاد آذربایجان بزرگ !! صورت می‌پذیرد. کافیست نظری اجمالی به رسانه‌ها و مطبوعات دولتی وشبه خصوصی باکو بیفکنید که مملو ازتبلیغات  ضدایرانی است.
مصادره میراث فرهنگی ایران  ازسوی رژیم باکو  ازشعرا و سخنوران ایرانی  همچون خاقانی  و نظامی  واعطای تندیس اوبه ایتالیا جهت نصب درپارک « ویلاپورونرده » رُم بعنوان شاعر ترک! (که حتی یک بیت شعرترکی هم ندارند)گرفته  تا مصادره موسیقی و آیین های ایرانی و ثبت  آنها دریونسکو به نام خود که همگی  مصداق  بارزسرقت  فرهنگی است. کشور کوچک و نوبنیادی که درگذشتة  نه چندان  دوربخشی از هویت و فرهنگ ایرانی بوده و به زور از آن منتزع  گردیده ادعای میراث  فرهنگی ایران را دارد.عنص رکوچک جدا شده ازپیکره بزرگ رانمی‌توان  صاحب  داشته های فرهنگی وهویتی آن پیکرة واحد دانست.
مجموعه  اقدامات  رژیم  باکو با هدف هویت سازی وایجاد دولت – ملت  به شکل مدرن آن صورت  می‌پذیرد. حال آن که تاریخ و هویت آن مستقل از تاریخ  وهویت ایرانی  قابل  شناسایی  نیست  چه  آن که  خود بخشی از این تاریخ  و هویت بوده است  واتفاقا ایران هراسی  او نیزمنتج  ازهمین  بحران هویت است. خواست  مردم نخجوان  وشروان  وگنجه  وسایر مناطق  جهت بازگشت والحاق مجدد به ایران در دوره‌های مختلف و مقاومت  آن سامان در برابر ایران ستیزی  وترکی سازی  وروسی سازی آن منطقه وهمچنین واقعه31دسامبر  1989در مرز نخجوان  وبیانیه  پارلمان  محلی  نخجوان  مبنی بر تقبیح  معاهدات گلستان و ترکمانچای مؤید این  مدعا است. هویت ایرانی  این جمهوری  نو پا مبرهن  وآشکار است اما  نه  با نام جعلی آذربایجان که با نام راستین آن یعنی «آرّان».
آقای رئیس‌جمهور، حضرت‌عالی  خود دردوره تبلیغات انتخاباتی ودرمصاحبه با دیپلماسی ایران  به  درستی  به خطر امنیتی  رژیم  باکو اشاره فرمودید . حقیقت امر این است که  باکو به  مرکز توطئه علیه تمامیت ارضی ایران ووحدت ملی ایرانیان  تبدیل شده است. گرچه  توطئه  جداکردن آذربایجان از ایران از دوره عثمانی و تزاری وشوروی وجود داشته اما پس ازفروپاشی شوروی مرکزیت این توطئه از مسکو به  باکو منتقل شده است. فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان  جعلی نقطه عطفی در سیاست پان ترکی والحاق گرایانه بوده است. ازابتدای دهه  1990دور جدیدی از تبلیغات و تلاش‌های سازماندهی  شده در ارتباط با آذربایجان ایران وبا محوریت  باکوآغاز شده  است. شعار آذربایجان واحد! ودامن  زدن به  احساسات  پان ترکی  والحاق گرایانه  وطرح  تضاد و کشمکش  ساختگی  تُرک  وفارس ! وستم  فارس‌ها برتُرک ها  ومسائلی از این  دست  دامنه  تبلیغات گسترده رسانه‌های رژیم باکو است. رویکرد الحاق گرایانه ی  آن در راستای  تشکیل  آذربایجان  واحد! بسیار برجسته و حائز اهمیت است. اهمیت مسئله آذربایجان جنوبی! وآذربایجان واحد  برای رژیم  باکو به  حدی است که برخی از تحلیلگران  معتقدند این موضوع از مسئله رژیم حقوقی دریای مازندران برای رژیم باکو مهم‌تر است . علاوه بر حزب حاکم ،احزابی همچون مساوات ،حزب استقلال وحزب جمهوری خلق  نیزچنین  رویکردی  دارند. جالب  توجه  اینکه طرح مسئله آذربایجان واحد! از سوی  مقامات  رسمی  باکو ودر ملاقات وسفر مقامات  ایرانی  به  باکو از آن جمله رؤسای جمهور پیشین (خاتمی و احمدی نژاد ) و مقاماتی همچون حداد عادل به صراحت  مطرح  می‌شود . رژیم  باکو با استفاده از نام جعلی و ساختگی آذربایجان! ادعای ارضی علیه ایران مطرح می‌کند، درامور داخلی ایران مداخله می‌کند ، تجزیه طلبان را پناه می‌دهد و تشنج  می‌آفریند وقدرت‌های فرامنطقه‌ای که تضعیف و چه بسا تجزیة ایران را مد نظر دارند  نیزازاین  تشنج  و موقعیت  بهره‌ برداری می‌کنند . مسئله اتحاد آذربایجان راستین با آذربایجان جعلی از دیرباز بعنوان  اهرمی  جهت  فشار برایران  توسط  قدرت‌های بزرگ مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه اخیر آن نامه « راناروهراباکر » نماینده  کنگره  آمریکا  به « هیلاری کیلینتون » وزیر خارجه وقت آن کشور مبنی بر لزوم جدا کردن استان آذربایجان از ایران والحاق آن به جمهوری آذربایجان جعلی است . سخن «عباس بوزیل » نماینده پارلمان ترکیه  راهم  بدان بیفزایید که  گویا : «نصف  آذربایجان  درایران  جامانده است».
آقای  رئیس ‌جمهور، رژیم  باکو شمشیر را از رو بسته است. نقش باکو بعنوان رابط در ماجرای ترور دانشمندان هسته‌ای ایران و به استناد اظهارات و اعترافات عاملان ترور همچنین  پایگاه‌های  نظامی و جاسوسی درآن سوی ارس  که در اختیار بیگانگان قرار گرفته است  وتمامیت ارضی  و امنیت  کشورومنطقه را تهدید می‌کند  مبرهن و آشکار است. همه این اقدامات خصمانه برغم کمک هاو مساعدت های ملت و دولت ایران به مردمان ایرانی تبار آن سوی ارس صورت می‌گیرد. جادة کنار ارس  که  تنها راه  مواصلاتی  نخجوان و باکواست  دراختیار آنان قرار گرفته ، روادید یکسویه به اتباع  باکو، کمک‌های پزشکی و درمانی به بیمارانی که از آن سوی ارس  به بیمارستان‌های  تبریز واردبیل و تهران  مراجعه می‌کنند . کمک‌های بلاعوض  به تهیدستان  و جنگ‌زدگان قره باغ  وسایر اقدامات  انسان ‌دوستانه از سوی ایران  صورت می‌پذیرد اما اقدامات خصمانه رژیم باکو همچنان ادامه دارد.
آقای رئیس‌جمهور، چگونگی جداکردن بحرین از ایران را فراموش نکنیم . زمینه سازی‌ها وجوسازی‌های توام با فشارهای بین‌المللی ، تصویب  لزوم همه‌پرسی از اهالی  بحرین  توسط مجلس  فرمایشی  در1349وارجاع امر به سازمان ملل ونظرخواهی از چند تن از شیوخ عرب آن هم به طور مخفیانه و در هتلی در بحرین  بعوض همه پرسی از مردم ایرانی تبار آن سامان ودر نهایت رأی به جدایی بحرین از ایران ، درس عبرتی است که می ‌باید به  تدقیق و تامل بدان بنگریم. چنین زمینه سازی‌ها و اقدامات توام بافشارهای بین‌المللی می‌تواند در مورد آذربایجان هم تکرار شود . خاصّه هنگامی که چنین  توطئه‌ای از سوی قدرت‌های بزرگ ودر جهت تضعیف ایران در دست  اجرا باشد .  آقای هاشمی رفسنجانی بدرستی ازطرح تجزیه آذربایجان و سیستان خبر دادند.
واقعیت امراین است  تا زمانی  که جمهوری نوپای باکو  نام جعلی آذربایجان را با خود یدک می‌کشد تحریکات ومداخلات وادعاهای ارضی و الحاق  گرایانه  آن  نیزتداوم خواهد داشت  وهمچنان به عنوان یک خطرامنیتی  بالقوه و بالفعل  برای ایران باقی خواهد ماند وابزاری خواهد بود در دست  قدرت‌های  بزرگ برای فشاروتضعیف ایران.
لزوم مراجعه به مراجع و مجامع بین‌المللی و اقدامات عاجل به منظور خلع سلاح این جمهوری نوپا با نام حقیقی آرّان (تلفظی دیگر از نام گرامی ایران ) بیش از پیش مشهود است . گرچه ایران این جمهوری را به رسمیت شناخته است اما این امر مانع و نافی اعتراض به نام جعلی او نخواهد بود . چه  آن که از منظر حقوق بین‌الملل نیزچنین محدودیت و ممنوعیتی وجود ندارد. موارد مشابه آن در جهان نیزمؤید همین مدعاست. اقدامات کشور چین در بازپس‌گیری ماکائو و هنگ کنگ  و تایوان  واقدام کشوریونان در مقابل جمهوری نوپای مقدونیه ، نمونه‌های  بارزی هستند. در نمونه اخیر یونانیان با مآل اندیشی و تیزبینی ، نام‌گذاری جمهوری مقدونیه رابه نام یکی از استان‌های یونان به رسمیت نشناختند. این جمهوری که پس از فروپاشی یوگسلاوی ایجاد شده بود حتی پرچم خود را با نشان  خورشید شانزده  پَرمعرفی می‌نمود که نشان مقدونی های یونان باستان بود . یونان با تهدید به قطع رابطه کشورهایی که جمهوری مقدونیه رابه رسمیت بشناسند  وشکایت به سازمان ملل در نهایت جمهوری  نوپای  مقدونیه‌ یوگسلاوی  سابق  راوادار به تسلیم نمود.
آقای رئیس‌جمهور ، تهدید تمامیت ارضی ایران  با نام ‌گذاری جعلی جمهوری آذربایجان همواره پابرجاست وپرونده پیگیری ولزوم تغییر نام این جمهوری  نوپا همواره برای ملت و دولت ایران گشوده است. شناسایی رژیم باکو با نام جعلی آذربایجان  به  پیامدهایی انجامیده که هر روز با مشکلی جدید تمامیت ارضی ایران را تهدید می‌کند. صرف‌نظر از این که هویت  وفرهنگ ایرانی قفقاز،خاصّه خطّه  آرّان  برکسی  پوشیده  نیست . مصداق  آن که میگوید : «  چو نیک نظر کرد پَر خویش در آن دید »                                         

کیامهرفیروزی – خلخال

28/11/92




فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)