دوشنبه3 مهر 1396                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 5154 تن
 

سبك آذربايجاني در شعر فارسي


محمد طاهري خسروشاهي

اشاره

سبك آذربايجاني به عنوان يكي از مكاتب اصيل شعر و ادبي فارسي، در اوايل قرن ششم در حوزه جغرافيايي ايران در ناحيه قفقاز و سرزمين‌هاي كنوني جمهوري آذربايجان به وجود آمد. اين سبك ادبي حاصل دوران شكوفايي فرهنگي و اجتماعي اران در زمان اوج جريان فرهنگ اصيل ايراني در مناطق قفقازيه مي‌باشد.

در نظر برخي از پژوهشگران اطلاق عنوان سبك به اين مشرب شعري نادرست است. منتها اين مقاله مي‌كشد با ارائه دلايل منطقي و  شواهد شعري اثبات كند كه سبك آذربايجاني يكي از قابل توجه‌ترين و اصيل‌ترين سبك‌هاي شعر فارسي است...

سرزمين آذربايجان و نواحي قفقازي ايران در آن سوي ارس به عنوان يكي از پايگاه‌هاي مهم فرهنگ ايراني، سهم بزرگي در رشد شعر و ادب فارسي و غناي ادبي اين مرز و بوم دارد. «آذربايجان نخستين بخش از ايران بود كه شعراي آن به اقتضاي شاعران ماوراءالنهر و خراسان، سخن گفتن به فارسي دري را آغاز كردند.»2 پيشتاز شاعران فارسي‌گوي آذربايجان، «قطران تبريزي» خود نخستين كسي است كه به تدوين نخستين فرهگ لغت پارسي اقدام كرده و نويسندگان آذري تبار، در زمره اولين پژوهشگراني است كه نخستين كتاب‌هاي مربوط به دستور زبان فارسي را تأليف كرده‌اند.

باري آذربايجان به عنوان يكي از قطب‌هاي فرهنگي ايران، همواره سهم عمده‌اي در توليدات متنوع ادبي، فكري، اجتماعي و هنري داشته و مكتب عرفاني تبريز با نمونه بارز شمس تبريزي، تجلي ناب‌ترين احساسات عرفان اصيل اسلامي و ايراني بوده است. حضور شاعران بزرگي همانند خاقاني و نظامي و در يك كلام سلسله «از قطران تا شهريار»، مدرك مستدلي بر جريان شعر فارسي در اين سامان مي‌باشد.

نقش مهم آذربايجان در پيدايش تجدد ادبي و آغاز شعر نو فارسي با ظهور شاعراني چون تقي رفعت و جعفر خامنه‌اي و نيز در تحول نثر ادبي توسط طالبوف تبريزي و يوسف اعتصامي (پدر پروين) بر هيچ‌كس، پوشيده نيست. چه كسي مي‌تواند تحولات اجتماعي و ادبي برخاسته از آذربايجان در پي جنگ‌هاي ايران و روسيه و بازتاب آنها در شعر فارسي را به عنوان نخستين نمونه‌هاي شعر اجتماعي- سياسي تاريخ ادبيات ايران انكار نمايد؟!

يكي از مهم‌ترين و درخشان‌ترين تجليگاه‌هاي شعر و ادب فارسي در آذربايجان، پيدايش سبك ادبي «آذربايجاني» در اين خطه از كشور و حوزه جغرافيايي يايران (=قفقاز) است. هر چند نمي‌توان ترديدي در قطعيت وجود سبك شعري آذربايجاني تصور كرد، با وجود اين در بررسي سبك‌هاي شعر فارسي، يكي از مباحثي كه عمدتا با اختلاف نظرها و گاه هاله‌هايي از ترديد و گمان همراه بوده، مقوله «سبك آذربايجاني» است.

علت اين اختلاف نظرها و پيدايش آن هاله‌هاي ترديد و گمان، اين است كه برخي از پيشكسوتان پژوهش‌هاي ادبي معتقدند كه سبك‌هاي شعر فارسي در چند سبك معروف خراساني، عراقي، بازگشت ادبي و... خلاصه مي‌شود و ديگر سبكي به نام «آذربايجاني» وجود ندارد. اين پژوهشگران اظهار مي‌كنند چون سبك آذربايجاني به منطقه شمال غرب ايران (در قرن ششم) محدود مي‌شود، نمي‌توان آن را به تمام ساحت‌هاي جغرافيايي شعر فارسي تعميم داد. از سويي دوام عمر سبك آذربايجاني محصور در قرن ششم مي‌باشد، يعني در اين قرن ايجاد مي‌شود و در آن قرن افول مي‌يابد.

با وجود اين، تعدادي ديگر از پژوهشگران با برشمردن ويژگي‌هايي خاص براي سبك آذربايجاني، آن را جزو سبك‌هاي شعر فارسي برمي‌شمرند. اينان معتقدند «در پنجاه- شصت سال اخير، از سوي مستشرقان اروپاي شرقي، سبك آذربايجاني، جايگزين سبك تركستاني شده است كه البته از پاره‌اي اغراض سياسي هم خالي نبوده است.»3 بنابراين اگر به جاي سبك آذربايجاني، سبك شمال غرب يا «مكتب ادبي شمال غرب» بگوييم، هم شمول بيشتري دارد و هم درست‌تر است.

منظور از اين مكتب ادبي، مجموعه خلاقيت ادبي شاعراني چون نظامي گنجوي و خاقاني شرواني و... است كه سروده‌هايشان در قرن ششم با شاعران ديگر هم‌عصر به لحاظ زباني و جمال‌شناختي، متفاوت بوده است.

در اين مقاله ابتدا تعريفي از «سبك» به دست داده مي‌شود و در ادامه با تبيين «سبك آذربايجاني» و ويژگي‌هاي آن، نگاهي از رهگذر ارائه شواهد شعري به ديوان اشعار دو تن از نمايندگان برجسته سبك آذربايجاني يعني «خاقاني» و «نظامي» مي‌كنيم.

«سبك در لغت تازي به معني گداختن و ريختن زر و نقره است... ولي ادباي قرن اخير سبك را مجازا به «معني طرز خاصي از نظم و نثر» استعمال كرده‌اند و تقريبا آن را در برابر «استيل style» اروپاييان نهاده‌اند».4

چنانچه مشاهده مي‌شود سبك در اصطلاح عبارت است از روشي خاص براي بيان افكار و ادراك، به وسيله تركيب كلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبير، به عبارت ديگر، «سبك به يك اثر ادبي وجهه خاص خود را از لحاظ صورت و معني القا مي‌كند».5

 

سبك آذربايجاني

اوضاع آشفته سياسي و اجتماعي خراسان در اواخر قرن پنجم هجري و پيشروي حكومت سلجوقيان در غرب ايران به حدود آسياي صغير، پيامدهايي داشت كه ترويج زبان فارسي دري و پيدايش سبك ادبي حوزه آذربايجان از آن جمله بود.

ناامني‌هاي خراسان در سده پنجم از سويي كانون فروزان شعر و ادب فارسي را به آذربايجان منتقل كرد و از سويي بسياري از شاعران فارسي‌گوي خراسان و در رأس ايشان «اسدي توسي» را به تبريز كشانيد تا با پديد آوردن آثار منظوم، الگوهاي مكتوبي بر سر راه علاقه‌مندان شعر فارسي در آن ديار قرار دهند.

با آغاز سده ششم هجري و طلوع ستاره اقبال دو حكومت اتابكان آذربايجان و شروانشاهان، جريان شعر و ادب فارسي در اين ناحيه شدت گرفت و دوران رواج زبان فارسي در ناحيه قفقاز و آذربايجان فرا رسيد و شاعراني چون نظامي، خاقاني، مهستي گنجه‌اي، فلكي شرواني و... به عرصه ادب ايران گام نهادند.

رونق شعر فارسي در آذربايجان و انتقال كانون ادبيات ايران از خراسان به آذربايجان، تحولات و دگرگوني‌هايي قابل توجه در شعر و ادب فارسي ايجاد نمود و زمينه لازم را براي پيدايش طرزي نو در سبك بيان شاعران فراهم آورد.

با مطالعه شاعراني همانند خاقاني، نظامي، فلكي شيرواني، اثير اخسيكتي، ظهير فاريابي و شاعران ديگر متعلق به قرن ششم كه در حوزه ادبي آذربايجان و قفقاز مي‌زيستند، مي‌توان ويژگي‌هاي شعر قرن ششم را مشاهده كرد. در كنار اين ويژگي‌ها، مختصاتي ويژه و نشانه‌‌هايي برجسته وجود دارد كه بيانگر وجود سبك آذربايجاني است. اصولا تنوع شخصيت شاعران حوزه ادبي قفقاز به دليل دوري از مركزيت ايران سبب شده است كه آثار گويندگان اين ناحيه ويژگي‌هاي مخصوص و مشخص داشته باشند. به عنوان نمونه، خاقاني و مجير بيلقاني از مادراني غير مسلمان، ابوالعلاء گنجوي از تيره شاعران درباري و مهستي گنجوي از ميان توده برخاسته است. اين تنوع شخصيت و انديشه، براي خود ويژگي‌هاي منحصر در پي دارد.6

دكتر «سيروس شميسا» معتقد است «به طور كلي از نظر تحول در فكر و مسائل ادبي، شعر سبك آذربايجاني در اوج روند تكامل شعر قرن ششم قرار دارد. در شعر سبك آذربايجاني، فاضل نمايي و اشاره به علوم مختلف، تلميحات گوناگون، اشاره به عقايد عاميانه و... مطرح است و به خاطر دشواري، شهر اين مكتب محتاج به شرح و تفسير است. لحن حماسي در شعر اين دوره تبديل به مفاخره شده است و شاعران معمولا در ستايش خود داد سخن داده‌‌اند و  شاعران ديگر را قبول ندارند و هجو مي‌كند.»7

وي در مورد عرفان سبك آذربايجاني نيز مي‌گويد: «نوعي عرفان نزديك به شرع از نوع عرفان سنايي در اشعار اين مكتب مثل كعبه‌ستايي‌هايي خاقاني و مخزن‌الاسرار نظامي وجود دارد ولي عرفان در حالت يا دوره ابتدايي است».8 در يك جمله مي‌توان گفت اگر شعر سبك عراقي شعر عرفان است، سبك آذربايجاني شعر حكمت است.

با وجود اين بايد برخي خصوصيات ذيل را نيز در تعريف سبك آذربايجاني اضافه نمود، از جمله، ايران دوستي و انعكاس عواطف ملي و ميهني و ذكر گذشته‌هاي پرشكوه دوره باستاني ايران از جمله پربسامدترين مضامين مشترك در شعر شاعران سبك آذربايجاني است.

 

ويژگي‌هاي سبك آذربايجاني

الف) انعكاس معلومات شاعر در اثر

شاعران سبك آذربايجاني علاقه خاصي به طرح اصطلاحات پيچيده و مشكل و گاه معلومات خود در شعر دارند. شايد خاقاني در قله اين خصوصيت باشد. از رهگذر همين ويژگي است كه دكتر معصومه معدنكن در مقدمه كتاب «بزم ديرينه عروس» به نقل از شادروان استاد «حسن قاضي» مي‌نويسد: «براي دريافت معني شعر خاقاني بايد عده‌اي منجم و ستاره‌شناس، موسيقيدان، شطرنج‌باز و نرددان و... گرد هم آيند تا معناي بيت خاقاني را روشن كنند.»9

در شعر نظامي نيز ورود اطلاعات شاعر به شعر به قدري وسيع و بسيار است كه ديوان و خمسه وي مشحون از معلومات گونه‌گون است...

 

بازتاب عواطف ملي- ميهني؛ ايران‌گرايي در شعر سبك آذربايجاني

يكي از ويژگي‌هاي بارز شعر سبك آذربايجاني، انعكاس عواطف ملي در شعر اين سبك است. شاعران اين دوره كه در سرزمين‌هاي قفقازي ايران زندگي كردند، ايران را «دل عالم»12 دانسته، و علاقه‌اي ويژه به ايران داشتند. سرزمين‌هاي قفقاز از ديرباز يكي از كانون‌هاي پررونق و موج‌‌آفرين فرهنگ ايراني بوده است. شاعران اين حوزه ادبي با وجود همه اختلافات قومي و فكري، از فرهنگ ايران تأثير مي‌پذيرفتند و در مجد و عظمت آن هم تلاش مي‌كردند.

امروزه انعكاس اين ابيات در دواوين شاعران سبك آذربايجاني دستمايه مهمي براي آگاهي از عشق و علاقه شاعران آذربايجاني به نام وطن مي‌باشد و مدرك قابل اعتنايي براي اثبات موج ايراني بودن در سرزمين‌هاي آن سوي ارس به شمار مي‌رود.

«ديوان» خاقاني و «خمسه» نظامي و ديگر سرايندگان سبك آذربايجاني مشحون از ابياتي است كه علاقه شاعران را به ايران نشان مي‌دهد.

در كنار ويژگي‌هايي كه گفته شد، مي‌توان به ويژگي تركيب‌آفريني، آوردن اوزان طرب‌انگيز، تصويرسازي، نازك خيالي، افزايش لغات عربي و تركي، بسامد اصطلاحات عاميانه و اصطلاحات عرفاني در اشعار شاعران سبك آذربايجاني اشاره كرد.

نكته مهم درباره مسئله تركيب‌آفريني شاعران حوزه ادبي قفقاز اين است كه شاعران اين سامان به دليل تأثيرپذيري از فرهنگ‌ها و زبان‌هاي ديگر كشورهاي همسايه كه حداقل دور از دسترس ديگر شاعران ايراني بودند در آفرينش تركيب‌هاي جديد و حتي واژه‌سازي‌ جايگاه برجسته‌اي در ميان شاعراني ايراني ديگر داشته‌اند. جالب است بدانيم تركيب‌آفريني شاعران سبك آذربايجاني به گسترش دايره واژگاني زبان فارسي- نه تنها در حوزه جغرافياي قفقاز، كه در سرتاسر ايران- كمك شايان توجهي كرده است.

نبايد فراموش كرد كه آفرينش تركيبات جديد توسط شاعر سبك آذربايجاني از رهگذر تسلط اين گويندگان بر زبان فارسي بوده كه خود دليلي مستند بر جريان شعر و زبان فارسي در آذربايجان است. نمي‌توان پذيرفت كه شاعري كه فارسي، زبان اصلي او نبوده است، اقدام به آفرينش تركيبات متعدد و در عين حال قابل توجه در زباني بيگانه نموده باشد.

دكتر «ابوالقاسم رادفر» در اين خصوص نظريه جالبي دارد: «آنچه از بررسي واژگان و غناي واژه به ويژه به صورت تركيبات تازه و ساختمان دستوري آثار شعري شاعران سبك آذربايجاني برمي‌آيد، نشان مي‌دهد كه تفاوت آشكاري بين اين شاعران و ديگر شاعران سبك‌هاي خراساني تا حدودي عراقي وجود دارد. ترتيب فرهنگ واژگان شعري شاعران معروف و غيرمعروف آذربايجاني اين حقيقت را روشن مي‌سازد... به عنوان نمونه گنجينه لغات و تركيبات نحوي كه در كلام ابوالعلاء گنجوي... وجود دارد بسيار ممتاز است كه مي‌تواند بيانگر ويژگي‌هاي زباني شاعران اين سبك باشد».13

دكتر «تقي‌پور نامداريان» در ميان شاعران سبك آذربايجاني، نظامي را پيشتاز آفرينش تركيبات جديد مي‌داند و مي‌نويسد: «كسي كه شعر نظامي را مطالعه مي‌كند، اولين ويژگي‌ زباني كه بيش از همه توجه او را جلب مي‌كند، انبوه تركيبات زباني متنوع و ناآشنايي است كه او ساخته... بي‌گمان قدرت تركيب‌پذيري زبان فارسي در شعر هيچ شاعر فارسي زبان آنچنان متجلي نشده كه در شعر نظامي متجلي شده است».14

«قالب‌هاي عمده سبك آذربايجاني، قصيده، مثنوي، تركيب بند و رباعي است و... در اين نوع شعر بحث‌هاي كلامي گسترده‌اي مطرح مي‌شود...».15 البته در كنار اين مسئله نبايد از موضوع تجديد مطلع و زير شكايت شاعر از روزگار چشم‌پوشي كرد. اين‌گونه انتقاد از گذشت روزگار در شعر خاقاني جلوه بسياري دارد. مي‌توان شكايت از روزگار را از جمله ويژگي‌هاي سبك آذربايجاني قلمداد كرد. «ديوان خاقاني پر است از شكايت و بدبيني... ديوان او اين‌هاي است روشن هم از مشاعر و هم از اوضاع اخلاقي عصر او...»16

«از ديگر ويژگي‌هاي سبك آذربايجاني، احتواي دواوين شاعران اين سبك به ويژه خاقاني و نظامي به مسائل سبك‌شناختي و نقد ادبي است... در اشعار اين شاعران عباراتي چون: طرز، شيوه، رسم، رسم باستان و... ذكر شده است».17

 

سبك‌شناسي و تاريخ ادبيات

يكي از مباحث مهم درخصوص سبك‌شناسي، ارتباط اين علم با تاريخ ادبيات است. بديهي است كه مضامين شعري و سبك‌هاي مشخص شاعر، متاثر از اوضاع سياسي و اجتماعي و فرهنگي جامعه اوست. يكي از مهم‌ترين ابزارها براي دستيابي به اطلاعات صحيح و درست تاريخي، مطالعه دواوين شاعران است.

از نظر روانشناسان، تشخص سبكي يك شاعر، متاثر از اوضاع زمانه اوست و شكل‌گيري يك اثر ادبي مي‌تواند متاثر از وضع رواني و اجتماعي شاعر باشد. «يكي از مباحث و مكاتب سبك‌شناسي كه به لئواسپتيزر آلماني منسوب است،‌ سبك‌شناسي تكويني است. او در اين مكتب به بررسي اوضاع و احوال اجتماعي و مخصوصا رواني كه به شكل‌گيري اثر ادبي منجر مي‌شود توجه داشت و مي‌كوشيد تا بين سبك ادبي و روان نويسنده آن ارتباط برقرار كند. او مي‌گفت سبك‌شناسي پلي است ميان زبان‌شناسي و تاريخ ادبيات...»18

براساس همين ضرورت است كه در مطالعه سبك‌شناختي آثار شاعران بايد از فراز و نشيب‌ زندگي و حوادث عمر آنها اطلاع يافت. اينك با بيان مختصري از شرح حال خاقاني و نظامي به بيان شواهدي از ويژگي‌هاي شعري اين دو سراينده سبك آذربايجاني مي‌پردازيم.

 

خاقاني شرواني

«افضل‌الدين بديل خاقاني شرواني در سال 520 قمري در شهر شماخي مركز ايالت شروان... چشم به جهان گشود».19 وي از بزرگ‌ترين شاعران شعر فارس است كه در زمان حيات خود از شهرتي بسيار برخوردار بود. از جمله «عوفي» در «لباب‌الالباب»20 و «سعدالدين وراويني» در «مرزبان‌نامه»21 درباره قدرت شاعري و عذوبت كلام خاقاني داد سخن داده‌اند.

«رضا قلي خان هدايت» در «مجمع‌الفصحا» درباره خاقاني مي‌نويسد: «وي را در شاعري طرزي است خاص كه خاصه اوست.»22

خاقاني زندگاني پر فراز و نشيبي داشته و در عين حال «سريع‌التأثير و زودرنج است. روحي متموج دارد، به اندك مهري به هيجان آمده و از مختصر ناملايمي برافروخته مي‌شود».23

در هر حال مسلم است كه «زندگي خاقاني مسرت‌بار نبوده است در ابتداي حيات با تنگدستي مواجه بوده و دوستان اندوه گسار نداشته است».24 بنابراين، ناملايمات و سوانح عمرش تاثير مهمي در بسك ويژه شعري او و نحوه بيان متكلفانه‌اش گذاشته است.

 

 

پي‌نوشت‌ها:

1-محمد طاهري خسروشاهي به سال 1357 خورشيدي متولد شد. وي در پي اخذ ديپلم ادبي و ورود به دانشگاه تربيت معلم آذربايجان، در سال 1380 درجه كارشناسي زبان و ادبيات فارسي را اخذ كرد و اينك در حال تدوين رساله دوره كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي با عنوان «بازتاب جنگ‌هاي ايران و روسيه در شعر عصر قاجار» است.

طاهري از روزنامه‌نگاران ادبي و ديني آذربايجان است و افزون بر مطبوعات محلي تبريز، مقالاتيدر نشريه تخصصي دانشكده ادبيات دانشگاه تربيت معلم آذربايجان، فصلنامه تخصصي زمانه‌مجموعه مقالات يكصدمين سالگرد مشروطه، فصلنامه ره‌آورد گيل، ماهنامه كيهان فرهنگي، روزنامه اطلاعات، جام جم، همشهري، مهد آزادي، ميثاق و... به چاپ رسيده است.

حوزه مطالعات و مقالات طاهري خسروشاهي «بررسي جريان شعر و ادب فارسي در آذربايجان» است. از نوشته‌هاي قابل توجه او مي‌توان به «تاريخ تأليف دستور زبان فارسي در آذربايجان»، «فرهنگ آثار فارسي در آذربايجان»، «معرفي پايان‌نامه‌هاي دكتري زبان فارسي در قفقاز»، «بحثي در هويت تورانيان»، «بازتاب جنگ‌هاي روس عليه ايران در ديوان قائم مقام فراهاني» و... اشاره كرد.

 

2- محمدعلي موحد، شمس تبريزي، ص 8

3- يادداشت‌هاي شخصي نگارنده در گفت‌وگو با استاد جمشيد عليزاده

4-محمدتقي بهار، سبك‌شناسي، ج 1، ص 17

5- همان،‌ ص18

6-براي مطالعه در باب تنوع شخصيت شاعران سبك آذربايجاني و بازتاب اين تنوع در آثار ايشان رك به: دانشنامه ادب فارسي، ج 5، ذيل مدخل سبك آذربايجاني

7- سيزروس شميسا، سبك‌شناسي، ص 18

8-همان

9-معدن كن، معصومه، بزم ديرينه عروس، مقدمه

10-خاقاني، ديوان، سيد ضياءالدين، سجادي، ص 28

11-براي مطالعه بيشتر رك به: فرهنگ بديعي، دكتر مير نعمت‌الله موسوي، احرار،‌1382، تبريز

12-نظامي مي‌گويد:

همه عالم تن است و ايران دل                     نيست گوينده زين قياس خجل

13-ابوالقاسم رادفر، سبك‌هاي شعر فارسي و سبك آذربايجاني، مجموعه مقالات همايش سبك آذربايجاني، ص 341

14- تقي‌پور نامداريان، سبك شاعران آذري و نظامي، مجموعه مقالات همايش سبك آذربايجاني، ص 158.

15-محمد عمران زاده، ‌بررسي سبك آذربايجاني در شعر فارسي، ص 4

16-علي دشتي، خاقاني، شاعر ديرآشنا، ص 150

17-محمد عمران‌زاده، ‌بررسي سبك آذربايجاني در شعر فارسي، ص 5

18- دكتر سيروس شميسا، سبك‌شناسي، ‌ص 60

19-جمشيد عليزاده، برگزيده و شرح اشعار خاقاني،‌ ص 5، براي اطلاعات بيشتر درباره زندگاني و شعر خاقاني رك به: ساغري در ميان سنگستان، جمشيد عليزاده، نشر مركز و نيز: مقدمه شادروان سيد ضياءالدين سجادي بر ديوان خاقاني.

20- محمد عمران‌زاده، بررسي سبك آذربايجاني در شعر فارسي، ص 35 (به نقل از لباب‌الالباب عوفي)

21-مرزبان‌نامه، ص 95

22- خاقاني، ديوان، مقدمه ضياءالدين سجادي، ص 60

23- علي دشتي، خاقاني، شاعر دير آشنا، ص 149

براي اطلاع از وضعيت شروان زمان حيات خاقاني رك به: مقاله «شروان در زمان خاقاني» از پروفسور هادي حسن مندرج در كتاب ساغري در ميان سنگستان

24- خاقاني، ديوان،‌ ص 8

برگرفته از: نقش آذربايجان در تحكيم هويت ايران- به كوشش رحيم نيكبخت- دانشگاه پيام نور- مركز نقده- زمستان 1387

 



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)