دوشنبه3 مهر 1396                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 3939 تن
 

واژگان فارسي درفرهنگ نامه عثمانی - فرانسه


در اين شماره، تعدادي از واژگان فارسي رايج در زبان تركي عثماني معرفي شده كه با اندوه بايد گفت در ايران به فراموشي سپرده شده‎اند. شايان توجه است كه شماري از اين واژگان هنوز هم در زبان تركي عثماني كاربرد دارد.
خواننده‎ گرامي بايد توجه داشته باشند ادعاي تاثير‎پذيري ژرف زبان عثماني از زبان فارسي نه از سوي يك ايراني، بلكه بوسيلهٌ‏ي تهيه‎كننده‎ي فرانسوي واژه‎نامه عثماني ـ فرانسه مطرح شده است.
واژه‎نامه‎ي عثماني به فرانسه (Tunr From cais)، در سال 1873 منتشر گرديد. در پيش گفتار اين اثر ارزنده آمده است:
« ... دست نويس اوليه‎ي فرهنگ عثماني ـ فرانسه، كار «گي‎فر» است كه منشي و مترجم شاه‎پشين (لويي شانزدهم) فرانسه در زبان‎هاي شرقي بود. در سال 1811 كه دولت فرانسه، ـ همسايه ايالات تحت فرمان عثماني بود، دستگاه حكومتي ناپلئون نياز شديد به يك فرهنگ عثماني ـ فرانسه احساس مي‎كرد. به ويژه، وزير امور خارجه وقت دولت فرانسه، علاقه‎ي ويژه‎اي به انتشار اين فرهنگ، از خود نشان مي‎داد.
زبان تركي در اصل خيلي ساده و فقير بوده است. اما به تدريج با استفاده از منابع ارزش‎مند زبان‎هاي عربي و فارسي، غني شده است. نويسندگان عثماني، از گذشته از واژگان اين دو زبان، بهره جسته‎اند. به طوري كه بدون گزافه گويي، مي‎توان گفت كه سه چهارم زبان عثماني‎ كنوني، از دو زبان نامبرده تشكيل شده است. از اين رو، فرهنگي كه بتواند مورد بهره‎برداري «قديمي‎تر»ها و «جديد»‎ترها قرار گيرد، بايد بخش‎هاي زير را در بر گيرد:
1ـ همه‎ي واژه‎هاي تركي اصيل
2ـ اصطلاحات محدود خارجي كه به صورت تركي درآمده و در گفتگوي‎هاي روز‎مره، از آن بهره‎گيري مي‎شود.
3ـ همه‎ي واژه‎هاي عربي و فارسي كه به دليل غناي زبان‎ آن‎ها، نويسندگان آن‎ها را در زبان خود
]عثماني[ وارد كرده، و از آن استفاده مي‎شود.
به اين موارد، بايد فعل‎هاي ابتدايي و واژه‎هاي رايج فارسي را، اضافه كنيم و ...
اينك تعدادي از واژه‎هاي فارسي كه از فرهنگ مورد اشاره برگرفته شده، با شرحي كوتاه در مورد معناي آن‎ها را مطالعه فرماييد:

رنك  :  بزكوهي
سخن‎گذار  : حاضر جواب
خجست  : نام آوايي در موسيقي
خجير :  لذيذ
رزوان  :  باغ انگور (و واژه‎ي رضوان در عربي به معناي بهشت، نيز از اين واژه گرفته شده است)
رزه  : طناب چادر
آب گذر:  كانال
آب كار : سقا
آب دست :  وضو
پيلو چوب :  مسواك
ابزاردان :  جعبه‎ي عطر و ادويه
آبك : جيوه
پرندوش : پريشب
پرواسيدن : لمس كردن
پرواش : انكار
خانه پرو  سايه‎پرور : خانه‏زاد
بر و فرود :در بالا و پايين، سوار شدن و پياده شدن
بروشك :  گرد (پودر)
برهيخته :  فرهيخته
برهيختن :  دانش آموختن
پرهون :   دايره‎اي كه وسيله‎ي پرگار كشيده شده باشد، دايره خورشيد، دايره
پري‎دار : شعبده باز
پرير:  ديروز
پريرسال : پارسال
تارچوبه:  مارچوبه
تارم  : يك اشكوب از خانه و داربست
تاره :  نوعي كلبه‏ي چوبي، تار موسيقي، نخ پنبه‎اي
دو كارد : قيچي بزرگ خياطي، قيچي براي چيدن پشم گوسفند (اين واژه در زبان فارسي امروزي براي قيچي ويژه‏‎ي چيدن پشم گوسفند، كاربرد دارد.)
جامكي :  قواره پارچه 
...
...
    ... »

و ده ها هزار واژگان دیگر
 



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)