شنبه27 آبان 1396                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 4414 تن
 

پيرامون تجاوز نظامي عراق به ايران جنگ در جبهه‏ي نظامي عاشق‌ام من به تو ، از پا تا سر خـاكِ آميختـه ، با خـونِ پـدر


دكترهوشنگ طالع

ساعت دو بعداز ظهر روز دوشنبه سي و يكم شهريور ماه 1359 خورشيدي (22 سپتامبر 1980) جنگنده‌هاي نيروي هوايي عراق ، شهرهاي تهران ، اهواز ، اصفهان ، كرمانشاه ، دزفول ، آبادان ، تبريز ، همدان ، شيراز ، بوشهر و... ، را بمباران كردند . هم‌زمان با اين عمليات ، نيروي زميني عراق ، در جبهه‌اي به درازاي كما‏بيش ششٌ‏صد كيلومتر ، يعني از دهانه‌ي فاو (محل ريختن اروندرود به خليج فارس) تا بلندي‌هاي شمال ازگله (واقع در استان كرمانشاهان) ، سرزمين ايران را مورد آفند قرار داد . منطقه مورد آفند عراق كه ميان 29 درجه و 58 دقيقه و 34 درجه و 54 دقيقه‌ي عرض جغرافيايي قرار داشت ، استان‌هاي خوزستان ، ايلام و بخش بزرگي از استان كرمانشاهان را دربرمي‌گرفت .
آن چه كه مسلم است ، صدام حسين ، درباره‌ي حمله به ايران ، دچار چند اشتباه غيرقابل جبران شد . نخست اين كه تصميم صدام حسين از يك برداشت نادرست سرچشمه مي‌گرفت . او، به اين باور نادرست رسيده بود كه :1

به مجرد پيداشدن نخستين سرباز عراقي در مرز ايران ، قيامي مردمي روي خواهد داد و مردم به استقبال عراقي‌ها مي‌روند

هم‌چنين صدام حسين ، دچار اشتباه مرگ‌بار ديگري شد كه براي او بسيار گران تمام شد :2

[ وي ] روي ستون پنجمي حساب مي‌كرد كه رييس سازمان امنيت او برزان ، به ياري شاهپور بختيار در ايران سازمان‌دهي كرده بود .
صدام عميقاً معتقد بود كه ايرانيان در نخستين ساعات جنگ ، اسلحه را زمين خواهند گذاشت .

افزون بر اين‌ها ، او اسير اين باور نادرست بود كه با آغاز يورش ارتش عراق به خوزستان ، عرب‌زبانان اين استان ، به حمايت او برخواهند خواست و عليه كشور خود خواهند جنگيد .
از سوي ديگر ، او گمان مي‎كرد كه با وارد آمدن ضربه‌ي اساسي بر ارتش ايران در جريان كودتاي ساختگي نوژه ، اين نيرو ديگر نخواهد توانست ، توان رزمي خود را به دست آورد .

افزون بر آن ، وجود ايراني‌نمايان كه در برابر دريافت مزد و پاداش‌هاي بهتر در آينده ، به عنوان ستون پنجم دشمن عليه كشورشان عمل مي‌كردند و ... باعث شدند كه دستگاه‌هاي اطلاعاتي عراق و در نتيجه شخص صدام حسين ، دچار اشتباه سخت در محاسبات خود گردند و در نتيجه ، دست به جنگي بزنند كه زيان‌هاي بسياري بر ايران و عراق وارد كرد و سرانجام در اثر اشتباه‌هاي ديگر ، كشور عراق را به پرتگاه نيستي كشاند .


دفاع طبيعي منطقه

الف ـ استان خوزستان
استان خوزستان داراي پهنه‌اي برابر با 66532 كيلومتر مربع است . اين استان از سوي باختر با كشور عراق هم‌مرز است . استان خوزستان ميان مشخصات جغرافيايي 47 درجه و 42 دقيقه تا 50 درجه و 31 دقيقه طول شرقي (از نيم‌روز گرينويچ) و 29 درجه و 58 دقيقه تا 32 درجه و 58 دقيقه عرض شمالي ، قرار گرفته است .
دشت خوزستان از كوه‌پايه‌هاي بختياري ، كهكيلويه و لرستان ، در شمال و شمال خاوري آغاز شده و با شيب ملايمي به سوي جنوب ، تا كرانه‌هاي خليج فارس دامن گسترده است . بلنداي اين دشت از سطح دريا بسيار كم است ، به طوري كه بلنداي شمالي‌ترين نقطه‌ي آن ، يعني در اطراف شهر دزفول ، كمي بيش‌تر از يك‌صد متر از سطح دريا است . دشت خوزستان ، از عوارض طبيعي قابل‌توجهي كه براي پدآفند منطقه كارساز باشد ، برخوردار نيست . مهم‌ترين عارضه‌هاي طبيعي استان خوزستان ، عبارتند از : مرداب هوزگان (هويزه) ، بلندي‌هاي حمرين و سرانجام رودخانه‌هاي كارون ، دز و كرخه .

1ـ مرداب هوزگان (هويزه)
اين مرداب ، حدود 64 كيلومتر از مرز شهرستان دشت ميشان را با عراق تشكيل مي‌دهد . پهنه‌ي اين مرداب ، بسته به ترسالي و خشك‏سالي ، دست‌خوش دگرگوني است . شهرهاي سوسن‌گرد (مركز دشت ميشان) ، بستان و هوزگان (هويزه) ، در حاشيه‌ي اين باتلاق قرار دارند . مرداب هوزگان ، در اثر فرونشستن آب رودخانه‌هاي كرخه ، دويرچ و بخشي از دجله تشكيل شده است. درازاي مرداب حدود يكصد كيلومتر و عرض آن ميان 15 تا 75 كيلومتر مي‌باشد . اين باتلاق، از سوي باختر به رودخانه‌ي دجله و از سوي خاور ، به دشت خوزستان محدود است . اين مرداب در قلمرو حكومت عراق ، از سوي شمال تا چند كيلومتري شهر عماره و از جنوب تا كنار رودخانه‌ي دجله ، دامن گسترده است .

2ـ بلندي‌هاي حمرين
مهم‌ترين بلندي‌هاي استان خوزستان كه اولين پيش‌كوه‌هاي رشته كوه‌هاي زاگرس به شمار مي‌روند ، در شمال خاوري اين استان قرار دارد . بلندي‌ كوه‌هاي حمرين از سيصد متر تجاوز نمي‌كند . به موازات اين پيش‌كوه ، در امتداد جنوب غربي زاگرس ، سه رشته ، بلندي قرار دارند كه به استثناي چند نقطه كه از زير رسوب‌ها سر برافراشته‌اند ، بقيه آن پوشيده از رسوب‌هاي جلگه‌اي است . رشته بلندي‌هاي حمرين ، از دو بخش جدا از هم تشكيل يافته است . از سوي شمال ، دره‌ي ميمه اين بلندي‌ها را از ارتفاع‌هاي خطبه در داخل كشور ، جدا مي‌كند . دره‌ي ميمه ، ژرف ولي قابل‌عبور است . اين دره ، در جنوب دره‌ي دويرچ قرار دارد . اين دره ، رشته بلندي‌هاي حمرين را از جلگه‌ي جنوبي جدا مي‌كند . در جنوب حمرين ، زمين هموار است . تنها، پس از فكه در امتداد حمرين ، بلندي‌هاي مشتاق آغاز مي‌گردد . بلندي‌هاي حمرين ، داراي شكل ويژه‌ي خود مي‌باشد . اين رشته ، داراي يك آب‌پخشان (خط الراس) ممتد است . اما در درازاي اين آب‌پخشان ، قله‌هايي مجزا كه به نام « حلت» معروف است ، به چشم مي‌خورد . اين چكادها در اثر جريان سيل ايجاد شده‌اند . شمار اين قله‌ها ، زياد است و حتا در چندين طبقه در اطراف آن قرار گرفته‌اند . چكادها به صورت موازي با يكديگر قرار دارند .
رشته بلندي‌هاي حمرين در بخش شمالي داراي ارتفاعي حدود 330 متر مي‌باشد و به سوي جنوب ، از بلنداي آن كاسته مي‌شود . بلندي‌هاي حمرين ، از فكه به سوي « دهلران» در امتداد مرز قرار دارند . اين بلندي‌ها ، در حقيقت عبارتند از : چند رشته تپه‌ماهور كم‌ژرفا و ناپيوسته . بايد توجه داشت كه نيروهاي زرهي به راحتي مي‌توانند اين بلنـدي‌ها را دور زده و از آن بـگذرند . از « موسيان» به سوي جنوب ، سرزمين خوزستان به طور كامل هموار است و عارضه‌ي طبيعي چشم‌گيري در آن ديده نمي‌شود .

3ـ رودخانه‌هاي خوزستان
مهم‌ترين عارضه‌هاي طبيعي كه مي‌توانند براي پدآفند منطقه كارساز باشند ، عبارتند از رودخانه‌ها كارون ، دز و كرخه .

رودخانه كارون
اين رودخانه ، پرآب‌ترين و بزرگ‌ترين رودخانه ايران است . رودخانه‌ي كارون از بلندي‌هاي زردكوه واقع در خاورشهر اصفهان ، سرچشمه گرفته و پس از عبور از دشت خوزستان ، به خليج فارس مي‌ريزد . اين رودخانه در كنار شهر شوشتر به دو شاخه تقسيم شده و شهر شوشتر را ، مانند جزيره‌اي در بر مي‌گيرد. سپس هر دو شاخه ، در جنوب شهر شوشتر دوباره به هم مي‌پيوندند . رودخانه كارون در مسير خود ، از كنار شهر اهواز گذشته و پس از پيمودن درازاي خـوزستان ، در نـزديكي خرم‌شهر ، دوبـاره به دو شاخه تقسيم مي‌شود : يك شاخه‌ي آن به نام « بهمن شير» ، سرراست به خليج فارس مي‌ريزد و شاخه‌ي ديگر آن ، در كنار خرم‌شهر به اروندرود مي‌پيوندد . جزيره‌ي آبادان ، ميان اين دو شاخه‌ي كارون قرار دارد .3

رودخانه دز
اين رودخانه از كوه‌هاي لرستان سرچشمه گرفته و پس از گذر از كنار شهر دزفول ، به رودخانه‌ي كارون مي‌ريزد .

رودخانه كرخه (گاماس آب)
رودخانه‌ي كرخه از كوه‌هاي كنار شهر نهاوند ـ ملاير سرچشمه گرفته و پس از گذر از استان‌هاي همدان و كرمانشاهان و پيوند با رودخانه‌هاي قره‌سو ، ماهي‏دشت ، هليلان و كرند ، وارد استان لرستان مي‌شود . در اين استان ، پس از پيوستن رودخانه‌هاي كشكان ، زال و غزال رود ، وارد استان ايلام مي‌گردد . اين رودخانه به سوي جلگه‌ي خوزستان پيش رفته و سرانجام ، در باتلاق هوزگان (هويزه) فرو مي‌رود .
تا حميديه (در استان خوزستان) ، آب اين رودخانه در يك بستر جريان دارد . اما در ده كيلومتري حميديه ، كرخه داراي دو بستر ، كهنه و نو ، مي‌باشد . بستر كهنه كه به نام «كرخه كور» ناميده مي‌شود ، به سوي جنوب پيچ خورده و در سوي خاور هويزه ، دوباره به بستر اصلي وصل مي‌شود . بستر قديمي به كلي خشك بوده و به صورت يك بريدگي درآمده است . تنها باران يا جريان سيل ، ممكن است عبور از جلگه را دشوار كرده و يا به كلي قطع كند .
در سراسر دشت خوزستان در مواقع خشك ، برابر « عمليات خارج از جاده» براي يگان‌هاي زرهي و موتوريزه ، مانعي وجود ندارد .4

ب ـ استان‌هاي ايلام و كرمانشاهان
موقعيت پدآفندي در استان‌هاي ايلام و كرمانشاهان ، مناسب‌تر از خوزستان است . رشته كوه‌هاي زاگرس با ايجاد يك سپر دفاع طبيعي ، موقعيت پدآفندي ويژه‌اي به اين منطقه بخشيده است . « دفاع غرب» در گذشته نيز بر پايه و در راستاي رشته‌كوه‌هاي زاگرس ، طرح‌ريزي شده بود .
زاگرس ، به صورت رشته‌كوه‌هاي سترگ و ديوارمانندي است كه به صورت موازي با يك‌ديگر ، در باختر ايران كشيده شده است . رشته‌كوه‌هاي زاگرس و وابستگان آن ، مجموعه‌ي بلندي‌هاي منظمي است كه از كوه‌هاي آگري (آرارات) آغاز شده و تا شمال تنگه‌ي هرمز ، ادامه دارد . رشته‌ كوه‌هاي زاگرس ، وسيله‌ي دشت‌هاي « كرمانشاه» در باختر و « شيراز» در جنوب ، از هم جدا شده و به بخش‌هاي شمالي ، مياني و جنوبي ، تقسيم مي‌گردد .
چين‌خوردگي زاگرس كه بزرگ‌ترين مجموعه‌ي ناهموار ايران را تشكيل مي‌دهد ، داراي 1350 كيلومتر درازا و پهناي آن گوناگون است . كم‌پهناترين بخش آن در استان فارس ، كمابيش 275 كيلومتر پهنا دارد .
زاگرس شمالي ، نسبت به ديگر ناحيه‌هاي آن ،‌ داراي ارتفاعات پست‌تري است ؛ اما در برابر، داراي تنگه‌ها و كوه‌كمرهاي سخت‌تري مي‌باشد كه ارتباطات را مشكل مي‌سازد . بلندي‌هاي مهم زاگرس شمالي عبارتند از : كوه‌هاي مرزي « ماكو» ، « قطور» ، « خوي» و در جنوب ، كوه‌هاي «چهل چشمه» ، « پنجه علي» و « اورامان» . مرز دولتي ايران و تركيه ، در امتداد كوه‌هاي زاگرس شمالي قرار دارد .
زاگرس مياني ، ميان دو دشت كرمانشاهان و شيراز قرار دارد . اين ناحيه از زاگرس مانند البرز مياني ، داراي قله‌هاي بلندي است . بلنداي چكادهاي زاگرس مياني ، بيش از سه هزار متر از سطح دريا مي‌باشد و در بيش‌تر ماه‌هاي سال، پوشيده از برف است . زاگرس مياني ، از رشته‌ كوه‌هاي متعدد و موازي هم ، به نام « پاتاق» تشكيل گرديده است . پهناي اين بخش از زاگرس، ميان 200 تا 600 كيلومتر بوده و داراي ويژگي‌هاي « آلپي» است .
رودخانه‌ي گاماس‏آب (كرخه) ، اين ناحيه را به دو بخش خاوري و باختري تقسيم مي‌كند : بخش باختري زاگرس مياني، « پشت‌كوه» ناميده مي‌شود و از استان كردستان تا خوزستان امتداد دارد .
« كبيركوه» كه يكي از مهم‌ترين بلندي‌هاي پشت‌كوه مي‌باشد ، به جلگه‌ي خوزستان ختم مي‌شود . بلندترين چكاد كبيركوه ، « زرين‌كوه» است كه 3062 متر بلندا دارد . دامنه‌ي باختري كبيركوه ، مرز دولتي ايران و عراق را تشكيل مي‌دهد . بخش خاوري زاگرس مياني، « پشت‌كوه» ناميده مي‌شود . اين بخش داراي بلندي‌هاي مهمي مانند الوند ، اشتران‌كوه ، بيستون و دالاهو ، با بلنداي بيش از 4500 متر مي‌باشد .

مرز دولتي ميان ايران و عراق

مرز دولتي كنوني ميان ايران و عراق ، از « ژرف‌آب » ( تالوگ ) مصب اروندرود در خليج فارس آغاز مي‌گردد . اين مرز در مسير خود به سوي شمال ، از خشكستان5 گذر كرده و از ميان مرداب هوزگان (هويزه) عبور مي‌كند . اين خط مرزي ، پس از پشت سر گذاشتن عارضه‌هاي متعدد جغرافيايي ، به جنوب « دهلران» مي‌رسد . از اين ناحيه تا قصرشيرين (روبه‌روي خانقين) ، خط مرز دولتي ميان ايران وعراق ، از پاي آخرين بلندي‌هاي استان ايلام مي‌گذرد . خط مرزي ، پس از « قصرشيرين» ، از مسير كم ارتفاع (1000- 500 متر) گذشته و به كوه دالامپر (دالان‌پر)، يعني نقطه‌ي مرز دولتي ايران ، عراق و تركيه مي‌رسد .
درازاي مرز دولتي ايران و عراق 1609 كيلومتر است . پس از فروپاشي اتحاد شوروي ، دراز‌ترين مرز خاكي دولتي ايران با كشورهاي همسايه ، مرز دولتي ايران و عراق است .
از مجموع 1609 كيلومتر مرز ميان ايران و عراق ، 351 كيلومتر آن را رودخانه و مرداب تشكيل مي‌دهد . رودخانه‌هاي مرزي ايران و عراق ، به ترتيب از جنوب به شمال عبارتند از :
 

رودخانه يا مرداب

درازا (كيلومتر)

1ـ اروندرود

2ـ نهرخين

3ـ مرداب هوزگان (هويزه)

4ـ رودخانه‌ي دويرج

5ـ رودخانه‌ي ميمه

6ـ رودخانه‌ي كنجان‌چم

7ـ رودخانه‌ي تلخ آب

8ـ رودخانه‌ي كنكاگوش

9ـ رودخانه‌ي كنه‏كبود

10ـ رودخانه‌ي الوند

11ـ رودخانه‌ي قوره‌تو

12ـ رودخانه‌ي سيروان

13ـ رودخانه‌ي قزلجه‌سو

14ـ رودخانه‌ي كلاس

15ـ رودخانه‌ي ژاژاوه

0/84

0/9

0/64

5/2

5/2

5/20

5/4

5/7

5/24

5/5

0/34

0/42

0/1

0/45

5/4

جمع

351

 جنگ در جبهه‌ي نظامي

الف ـ مرحله‌ي نخست نبرد
حكومت عراق ، در روياي به دست‌آوردن يك پيروزي برق‌آسا6 ، روز سي و يكم شهريور ماه 1359 ، با دوازده لشگر زرهي ، مكانيزه و پياده ، همراه با تجهيزات فراوان ، ايران را مورد تجاوز نظامي قرار داد .7
از آن‌جا كه لشگر 92 زرهي اهواز ، يعني نيرومندترين يگان رزمي كشور در منطقه‌ي جنوب باختري به بهانه‌ي كودتاي نوژه از هم پاشيده بود ، حكومت عراق در راستاي دست‌يابي هرچه سريع‌تر به پيروزي ، بخشي از نيروهاي ذخيره‌ي خود را نيز ، به ميدان نبرد فرستاد .
در اين نبرد ، حكومت عراق نيروهاي خود را در سه جبهه‌ي به هم پيوسته (جنوبي ، مركزي و شمالي) ، براي رسيدن به هدف‌هاي زير وارد عمل كرد :

1ـ جبهه‌ي جنوبي : وظيفه‌ي نيروهاي مستقر در اين جبهه ، اشغال شهرهاي خرم‌شهر و آبادان و در نتيجه ، تسلط كامل بر اروندرود بود .
2ـ جبهه‌ي مركزي : در اين جبهه‌ ، طراحان نظامي ارتش عراق ، بيش‌ترين نيرو را متمركز كرده بودند . آنان در اين جبهه ، دو هدف را در راستاي هم ، دنبال مي‌كردند :
نخست ـ تصرف يا تامين شهر دزفول
دوم ـ اشغال شهر اهواز و در نتيجه ، رسيدن به هدف سقوط خوزستان
3ـ جبهه‌ي شمالي : منظور از گشودن اين جبهه ، اشغال بخش‌هايي از استان ايلام و كرمانشاهان و در نتيجه ، ايمن‌كردن محورهاي احتمالي پاتك ارتش ايران به سوي قلب ميان‌رودان و شهر بغداد بود .

يكم ـ جبهه‌ي جنوبي
ارتش عراق كه از روش غافل‌گيري كامل سود جسته بود ، پس از عبور از مرز دولتي و رسيدن به دروازه‌هاي خرم‌شهر ، با مقاومت دليرانه‌ي مردم اين شهر روبه‌رو شد . مردم خرم‌شهر با جنگ‌افزارهاي اندك و تجهيزات سبك و ناچيز ، به دفاع از شهر و ميهن خود برخاستند . دوشادوش مردم ، تفنگداران يگان دريايي مستقر در خرم‌شهر و نيز افراد ژاندارمري و شهرباني ، بدون داشتن جنگ‌افزارهاي سنگين ، به رويارويي با متجاوز ، برخاستند .
خرم‌شهر ، برابر انبوه نيروهاي زرهي و بمباران‌هاي پياپي ارتش متجاوز عراق ، تا آخرين نفس و آخرين نفر مقاومت كرد .
سرانجام پس از سي و پنج روز ايستادگي حماسه‌آفرين مردم خرم‌شهر ، ارتش عراق با تحمل تلفات و خسارت‌هاي سنگين ، توانست روز چهارم آبان ماه 1359 ، بخش غربي شهر را تا كناره‌ي رودخانه‌ي كارون تصرف كند . البته بايد دانست كه اين پيروزي ، آخرين پيروزي نظامي ارتش عراق در خاك ايران بود .
از سوي ديگر ، نيروهاي مستقر در جبهه‌ي جنوبي ارتش عراق ، با وجود محاصره‌ي دراز‌مدت و گلولـه‌باران پياپي شهر آبادان از راه زمين و هوا ، با توجه به تلفات انساني زياد نيروهاي عراقي در جنگ خرم‌شهر و ترس از تلفات سنگين‌تر ، نتوانست اين شهر را تصرف كند . حكومت بعث عراق ، خوب مي‌دانست كه براي اشغال آبادان ، مي‌بايست مانند خرم‌شهر ، كوچهٌ‏به‏كوچه و تن به‏تن ، بجنگد . ديگر اين كه ايران مي‌توانست از راه دريا ، به مدافعان آبادان ياري‌رساني كند .8
بدين‌سان ، جبهه‌ي جنوبي ارتش عراق ، بدون اين كه بتواند به هدف‌هاي نظامي خود دست يابد ، برابر دروازه‌هاي آبادان از حركت ايستاد . هم‌چنين ، ارتش عراق به دليل ترس از تلفات انساني زياد ، نتوانست با عبور از كارون ، بخش خاوري خرم‌شهر را اشغال كند .

دوم ـ جبهه‌ي مياني
حكومت عراق ، زبده‌ترين و مجهزترين يگان‌هاي نيروي زميني خود را در قالب سپاه چهارم ، در اين جبهه متمركز كرده بود . اين جبهه ، وظيفه‌ي مهم اشغال نظامي خوزستان را به عهده داشت :9

سپاه چهارم داراي نيروي زرهي زيادي بود و در تركيب آن ، لشگرهاي زرهي ، پياده و مكانيزه‌ي بيش‌تري به كار گرفته شده بود . افزون بر آن ، بيش‌ترين و سنگين‌ترين توپخانه را نيز در اختيار داشت . علاوه بر پشتيباني هوايي ، تمامي موشك‌هاي زمين به زمين « فراگ» و «اسكاد» ، در پشتيباني اين سپاه ، در جبهه‌ي مركزي متمركز بود .

حكومت عراق در پي آن بود كه در پناه اين نيروي عظيم ، به يك پيروزي برق‌آساي نظامي دست يابد . بر پايه‌ي محاسبه‌ي ستاد ارتش عراق ، اين سپاه مي‌بايست حداكثر تا دهم مهرماه 1359 با تصرف يا تامين شهر دزفول و اشغال شهر اهواز ، تصرف نظامي خوزستان را تحقق مي‌بخشيد .
بدين‌سان ، حكومت عراق در پي آن بود تا پيش از آن كه ارتش متلاشي شده و مردم ايران بتوانند واكنش لازم را نشان دهند ، روياي اشغال خوزستان را از قوه به فعل درآورد . در اين جبهه ، سپاه چهارم ارتش عراق ، نيروهاي تحت امر خود را در قالب دو بال (جناح) شمالي و جنوبي وارد عمليات كرد :

بال شمالي ، مامور تصرف شهر دزفول بود. در صورت عدم موفقيت در اين امر ، مي‌بايست شهر مزبور را « تامين» مي‌كرد . بدين‌سان ، در صورت موفقيت كامل ارتش عراق در اين عمليات و دست‌يابي به مناطق شمالي استان خوزستان ، خطوط ارتباطي و لوله‌هاي نفتي را به داخل كشور قطع كرده و افزون بر آن ، بزرگ‌ترين پايگاه هوايي ايران (پايگاه وحدتي دزفول) از كار مي‌افتاد ، يا به اشغال ارتش عراق درمي‌آمد .

بال ‏جنوبي ، وظيفه داشت تا با اشغال شهر اهواز و تسلط به راه‌هاي جنوب و جنوب باختري كشور ، ضربه‌ي نهايي را براي سقوط خوزستان وارد كند . از اين‌رو، ستاد ارتش عراق بيش‌ترين توان رزمي خود را در اين جناح متمركز كرده بود .
در اين جبهه ، برابر سپاه نيرومند چهارم عراق ، لشگر زرهي پاره‌پاره ‌شده‌ي اهواز قرار داشت . لشگر مزبور ، برابر دروازه‌هاي اهواز با برخورداري از حمايت كامل مردم شهر و افراد ژاندارمري و شهرباني ، پدآفند اهواز را به دوش گرفت .
در درازاي جنگ ، اين لشگر با يگان‌هايي از لشگر پياده مركز ، لشگر 77 پياده‌ي خراسان و نيز لشگر 16 زرهي تقويت شد و در اين فرآيند ، بار اصلي جنگ را تا اخراج سربازان عراقي از خاك ايران ، به دوش كشيد .
عمليات در اين جبهه‌ي گسترده ، به دليل امكان عمليات خارج از جاده ، براي ارتش عراق كه با پيروي از الگوي ارتش سرخ ، با تمركز زياد يگان‌هاي زرهي وارد نبرد شده بود ، بسيار دل‌خواه بود و تا برابر دروازه‌هاي شهر اهواز ، همه چيز بر پايه‌ي برنامه پيش مي‌رفت .
روز ششم آغاز تجاوز ، جلوداران سپاه چهارم عراق وارد حومه‌ي شهر اهواز شدند . تعدادي از اين افراد ، وسيله‌ي مردم و نيروهاي ژاندارمري و شهرباني از پاي درآمدند و يا دستگير گرديدند . در همين روز ، ستون‌هاي زرهي جناح جنوبي سپاه چهارم عراق در كنار رودخانه‌ي كارون ، براي « تك» به شهر اهواز ، آرايش جنگي گرفته بود .
در لحظه‌هايي كه از نظر فرماندهان ارتش عراق ، هيچ چيز نمي‌توانست از سقوط شهر اهواز جلوگيري كند ، مردم شهر و بقاياي نيروهاي مسلح ايران به پا خاستند . افراد شهرباني و ژاندارمري در پشت بام‌هاي شهر سنگر گرفتند ، تا در صورت نفوذ نيروهاي عراقي به داخل شهر، بر كوچه‌ها و خيابان‌ها مسلط باشند . مردم كوچه و بازار ، به سرعت دست‌اندركار ايجاد مانع‌هاي خياباني ، تله‌هاي ضدتانك و سنگرسازي در خيابان‌ها و ميدان‌هاي اصلي شهر شدند . در اين راستا ، بقاياي لشگر 92 زرهي اهواز ، پدآفند اصلي شهر را به عهده گرفت . اين لشگر پس از سازمان‌دهي يگان‌هاي موجود ، در مواضع پدآفندي مستقر گرديد . در اين لحظه‌هاي سرنوشت‌ساز ، نيروي هوايي و « هوانيروز» با وجود صدمات فراواني كه در جريان انقلاب متحمل شده بودند ، با همه‌ي توان به دفاع از شهر اهواز برخاستند . جنگنده‌هاي نيروي هوايي از پايگاه‌هاي دزفول ، بوشهر ، اصفهان و شيراز ، پياپي به پرواز درمي‌آمدند .
هدف نيروي هوايي ، برهم زدن آرايش رزمي نيروهاي زرهي سپاه چهارم ارتش عراق وسيله‌ي آتش بي‌ايست و پر حجم و در نتيجه واردكردن تلفات هرچه بيش‌تر ، براي متوقف كردن آفند نيروهاي دشمن بود . بال‌گرد (هليكوپتر)هاي هوانيروز نيز ، دوشادوش جنگنده‌هاي نيروي هوايي ، در اين نبرد فعالانه شركت داشتند .
در شب هفتم مهر ماه 1359 ، با وجود تك‌هاي پياپي جنگنده‌هاي نيروي هوايي و بال‎گرد‌هاي توپدار هوانيروز كه حتا در دل شب هم ادامه داشت ، هر لحظه بيم آن مي‌رفت كه نيروهاي زرهي عراق به داخل شهر نفوذ كنند . در اين شب سرنوشت‌ساز به پيشنهاد كارشناسان سازمان آب و برق خوزستان ، آب رودخانه‌ي دز را وسيله‌ي تلمبه‌هاي نيرومند سازمان مزبور به سوي دشت سرازير كردند . در همان شب ، عمليات مشابه‌اي نيز از سوي يگان مهندسي لشگر 92 زرهي اهواز بر روي رودخانه‌ي كرخه انجام شد .10 سحرگاه روز هشتم مهر ماه ، آب زيادي ميان نيروهاي زرهي دشمن و شهر اهواز حايل شده بود . در اين فرآيند ، زمين براي عمليات يگان‌هاي زرهي دشمن مشكل‌آفرين گرديده بود . اين امر در جلوگيري از سقوط اهواز ، نقش موثري داشت .
در جناح شمالي نيز سپاه چهارم عراق ، برابر پايداري سرسختانه‌ي ارتش و مردم ايران ، از حركت باز ايستاد و در اين فرآيند ، نتوانست به هدف اصلي خود ، يعني اشغال يا تامين شهر دزفول و در نتيجه ، محاصره‌ي خوزستان از سوي شمال ، دست يابد . بدين‌سان ، ارتش عراق با وجود تمركز بيش‌ترين نيرو در جبهه‌ي مركزي ، موفق نشد كه هيچ يك از هدف‌هاي خود را به طور كامل به اجرا درآورد . (نقشه‌ي شماره يك)


سوم ـ جبهه‌ي شمال
در اين جبهه ، ارتش عراق با موفقيت كامل روبه‌رو بود و توانست در كم‌ترين زمان ، به همه‌ي هدف‌هاي از پيش تعيين‌شده ، دست يابد .
هدف ارتش عراق از گشودن اين جبهه ، تامين محورهاي آفند احتمالي ارتش ايران ، به داخل خاك عراق و در نتيجه شهر بغداد بود . در اين جبهه، ارتش عراق پس از اشغال شهرها و روستاهاي منطقه از جمله نفت شاه (نفت‌شهر) ، قصرشيرين ، خسروي ، سومار ، مهران ، دهلران بستان و هوزگان (هويزه) ، دست‌اندركار تحكيم مواضع اشغالي شد . بدين‌سان ، ارتش عراق موفق شد ، دو محور تعرض احتمالي ارتش ايران را به سوي بغداد ، امن كند . محورهاي مزبور عبارت بودند از :

محور سومار ـ مندلي ـ بعقوبه ـ بغداد
محور قصرشيرين ـ‌ خانقين ـ بعقوبه ـ بغداد

فاصله‌ي شهر بغداد از مرز دولتي از طريق محورهاي يادشده ، كمابيش يكصد و پنجاه كيلومتر است .
هنگام آغاز آفند عراق ، ارتش ايران فاقد توان رزمي لازم براي انجام عمليات تعرضي به داخل خاك عراق بود . اما چنان‌چه عراق در رسيدن به هدف‌هاي خود در جبهه‌ي شمالي ناكام مي‌ماند، ارتش ايران مي‌توانست با نفوذ به داخل قلمرو عراق از محورهاي بالا و تهديد شهر بغداد، نقشه‌هاي جنگي عراق را درهم ريخته و ورق جنگ را ، به سود خود برگرداند .
ناموفق‌ماندن ارتش عراق در جبهه‌ي مركزي و جنوبي و در نتيجه متوقف‌شدن ارتش مزبور برابر دروازه‌هاي اهواز و آبادان ، همراه با برتري ايران در هوا و دريا و هم‌چنين خسارت و تلفات قابل‌ملاحظه‌ي نيروهاي عراقي در همين چند روز آغازين جنگ ، آشكارا نشان داد كه امكان پيروزي نظامي در اين نبرد براي عراق وجود ندارد .

نيروي هوايي ايران ، با وجود درهم‌ريختگي سازماني و زخم‌هايي كه در اثر پي‌آمدهاي « به اصطلاح كودتاي نوژه» به اين نيرو وارد شده بود ، روز اول مهرماه 1359 عمليات « كمان 99» را به مورد اجرا درآورد . در اين عمليات ، نيروي هوايي با يكصد و چهل فروند جنگنده ـ بمب‌افكن ، هدف‌هاي نظامي و اقتصادي بسياري را در ژرفاي قلمرو عراق درهم كوبيد و برتري بي‌چون و چرا و توان رزمي نيروي هوايي ايران را ، به نمايش گذارد .11

عراق پيش از آغاز عمليات دشمنانه عليه ايران ، نيروي هوايي خود را در سرتاسر شبه جزيره‌ي عربستان تا عمان پخش كرده بود .12 حتا اين كشور ، تعدادي از هواپيماهاي جنگي خود را در فرودگاه‌هاي اردن ، مستقر كرده‌ بود . از اين‌رو ، نيروي هوايي ايران ، به فرودگاه‌هاي اردن نيز حمله‌ور شد .

نيروي دريايي كه در جريان انقلاب و شايد به علت دوري از مركز ، كمابيش دست‌نخورده باقي مانده بود ، در همان روزهاي آغازين جنگ ، برتري كامل خود را به دشمن نشان داد . نيروي دريايي ايران در عمليات « مرواريد» (آذرماه 1359) ، با غرق كردن 3 فروند ناوچه‌ي موشك‌انداز « اوزا- 2»‌ (O S A 2) و يك فروند ناوچه‌ي موشك‌انداز « اوزا- 1» (O S A 1) و واردكردن آسيب اساسي (حدود 70 درصد) بر سه فروند ناوچه‌ي موشك‌انداز ديگر عراقي ، هسته‌ي اصلي نيروي دريايي ايذايي عراق را نابود كرد .13 باقي‌مانده‌ي نيروي دريايي مزبور در تنها پايگاه دريايي اين كشور « ام‌القصر» (واقع در خورعبداله) زنداني گرديد . سپس در پي عمليات هم‌آهنگِ نيروي دريايي و نيروي هوايي ، نيروي دريايي عراق ، به صورت عملي از صحنه‌ي نبرد حذف شد . به دنبال اين عمليات ، نيروي دريايي با بستن اروندرود بر روي عراق ، اين كشور را از راه دريا محاصره كرد .
از سوي ديگر ، نيروي دريايي و هوايي ايران به تلافي بمباران و گلوله‌باران پالايشگاه آبادان، در يك عمليات مشترك ، بندر « البكر» (واقع در كرانه‌ي اروندرود) را كه بندر اصلي صدور نفت عراق به شمار مي‌رفت ، در هم كوبيدند و تاسيسات بندري و نفتي آن را ، از كار انداختند .

درست سه هفته پس از آغاز جنگ و پيش از احضار نيروهاي ذخيره ، صدام حسين اعتراف كرد كه اوضاع جبهه ، سواي آن چيزي است كه او در آغاز ، تصور مي‌كرده است .14
در اين زمان ، خرم‌شهر هنوز پايداري مي‌كرد و ارتش عراق نتوانسته بود هدف سقوط خوزستان را تحقق بخشد . با اين وجود ، وي در سخنان خود به مناسبت عيد قربان ، از ارتش ناتوان عراق خواست تا ايرانيان را ، تكه‎تكه كنند :15

به راستي ، شما شمشيرِ خداوند بر روي زمين هستيد . متجاوزين ، حاميان خميني، ديوانگان را قطعه قطعه كنيد .

بدين‌سان ، ارتش ايران با وجود تصفيه‌هاي خونين ، درهم‌ريختگي سازماني ، نفوذ نيروهاي چپ به داخل آن و نيز غارت جنگ‌افزارها ، در روزهاي بيست و يكم و بيست و دوم بهمن ماه 1357 ، همراه با مصايب و دشواري‌هاي بسيار ديگر ، توانست با همگامي مردم ايران و به ويژه مردم ميهن‌پرست خوزستان ، تا ميانه‌هاي آبان ماه 1359 ، جنگ را به حالت سكون درآورد . آفند سراسري ارتش عراق و روياي « قادسيه‌ي دوم»16 ، تنها 45 روز پاييد . در اين ميان ، ارتش عراق براي جلوگيري از گسيختگي و حفظ هم‌آهنگي مواضع خود ، در پاره‎اي جاها ، ناچار به عقب‌نشيني شد .

بدين‌گونه ، مرحله‌ي اول جنگ ، بيش از يك ماه و نيم به درازا نكشيد . اين دوره در برگيرنده‌ي آغاز آفند عراق (31 شهريورماه 1359) تا ميانه‌هاي آبان ماه 1359 مي‌باشد كه ارتش ايران ، نيروهاي عراقي را زمين‌گير كرد . در اين دوره ، ارتش عراق توانست شهرهاي زير را اشغال كند :

شلمچه ،‌ خرم‌شهر ، هوزگان و بستان ، (واقع در استان خوزستان) ، موسيان ، دهلران ، مهران و سومار (واقع در استان ايلام) نفت شاه (نفت‌شهر) ، خسروي و قصرشيرين ، واقع در استان كرمانشاهان .

افزون بر آن ، كمابيش يك هزار و دويست آبادي نيز به تصرف ارتش عراق درآمد و ارتش مزبور در حد پاياني ، به عمق 90 كيلومتر (به خط مستقيم از مرز دولتي) ، در خاك ايران نفوذ كرد. در اثر اين عمليات ، بخش‌هايي از جاده‌هاي اهواز ـ آبادان و نيز آبادان ـ ماهشهر ، به اشغال ارتش عراق درآمد . در نتيجه شهر آبادان از راه خشكي در محاصره‌ي كامل ارتش عراق قرار گرفت ، به گونه‌اي كه ارتباط با اين شهر ، تنها از راه دريا امكان‌پذير بود .17
ارتش عراق ، افزون بر بمباران و گلولـه‌باران مناطق مسكوني و هدف‌هاي غيرنظامي و تاسيساتي كه براي ادامه‌ي زندگي ساكنان محل مورد نياز بود ، شهرها و پاره‌اي از روستاها اشغالي را به گونه‌ي سازمان‌يافته با مواد منفجره و وسايل مكانيكي ، با خاك يكسان كرد . حتا در پاره‌اي از مناطق ، درخت‌ها را هم نابود كرد . (پيوست شماره سي و هفت)


ب ـ مرحله‌ي دوم نبرد
چنان كه اشاره شد ، در ميانه‌هاي آبان ماه 1359 ، ايرانيان توانستند آفند همه‌جانبه‌ي ارتش عراق را مهار كرده و جنگ را به حالت سكون درآورند . از اين تاريخ تا آغاز اولين آفند ارتش ايران در پنجم مهرماه 1360 كه براي درهم‌كوبيدن محاصره‌ي شهر آبادان به مورد اجرا درآمد ، مي‌توان به عنوان مرحله‌ي دوم جنگ نام برد :18

ويژگي آشكار اين مرحله از جنگ ، نبرد توپخانه‌هاست . در اين دوره كه ارتش عراق از پيش‌روي بازمانده بود ، شهرها ، مراكز صنعتي ، اقتصادي و نيز روستاهايي كه در تيررس توپخانه دوربرد و موشك‌هاي زمين به زمين قرار داشت ، زير آتش پياپي قرار داد .

هنوز يك ماه و نيم از آغاز آفند همه‌جانبه‌ي ارتش عراق نگذشته بود كه اين ارتش ، با توقف برابر دروازه‌هاي آبادان و اهواز ، ناكام‌ماندن در تصرف يا تأمين شهر دزفول ، همراه با برتري ايران در هوا و دريا و هم‌چنين خسارت و تلفات سنگيني كه در همين زمان كوتاه متحمل شده بود ، از موضع آفند به لاك پدآفند فرو رفت . ارتش مزبور ، در حاشيه‌ي شهر آبادان كه انتظار مي‌رفت پس از فصل زمستان و خشك‌شدن زمين ، دست به يك آفند همه‌جانبه بزند ، موضع پدآفندي برگزيد .
شهر آبادان از چند سو در محاصره‌ي ارتش عراق قرار داشت . اشغال شهر مزبور ، نه‌تنها مي‌توانست وظيفه‌ي جناج جنوبي ارتش چهارم را كامل كند ، بلكه از نظر حيثيتي ، براي ارتش عراق يك پيروزي بزرگ به حساب مي‌آمد .
ارتش عراق در اين دوره ، ضمن گلولـه‌باران مناطقي كه در تيررس توپخانه‌ي دوربرد و موشك‌هاي زمين به زمين قرار داشت ، براي حفظ دستاوردهاي جنگ ، دست‌اندركار استوار كردن مواضع پدآفندي شد :19

ارتش مزبور با ايجاد ميدان‌هاي مين ، مانع‌هاي ضدتانك ، خندق و خاكريز ، مواضع پدآفندي مستحكمي را به وجود آورد. افزون بر آن ، ارتش عراق در اين راستا ، از رودخانه‌هاي خوزستان و به ويژه رودخانه‌ي كارون بهره گرفت و مواضع پدآفندي خود را با آن‌ها هم‌آهنگ كرد .

از سوي ديگر ، ايرانيان نيز نيازمند زمان بودند تا با بازسازي نيروي زميني و سازمان‌دادن بهتر به نيروهاي مردمي و هم‌چنين تهيه و تكميل طرح‌هاي جنگي ، از موضع پدآفندي بيرون آمده و حالت تهاجمي در پيش گيرند .
در اين دوره ، با وجود عمليات پراكنده‌ي ارتش و نيروهاي مردمي ايران ، همراه با آتش پياپي توپخانه‌هاي دو طرف و موشك‌اندازهاي ارتش عراق ، در خطوط جبهه‌ها ، دگرگوني چشم‌گيري پديد نيامد . (نقشه‌ي شماره‌2)

پ ـ مرحله‌ي سوم نبرد

يكم ـ درهم شكستن محاصره‌ي آبادان (عمليات ثامن‌الائمه)
بامداد روز پنجم مهرماه 1360 ، يعني يك سال و شش روز پس از آغاز آفند ارتش عراق ، اولين عمليات آفندي ارتش ايران براي درهم شكستن محاصره‌ي شهر آبادان ، با موفقيت تمام به مورد اجرا درآمد .
ارتش عراق ، در بخش خاوري رودخانه‌ي كارون ، منطقه‌اي كمابيش يك صد و پنجاه كيلومتر مربع را در اختيار داشت . بدين‌سان ، بخش‌هايي از جاده‌هاي اهوازـ آبادان و ماه‌شهر ـ آبادان در تصرف ارتش مزبور قرار داشت و بقيه اين دو جاده نيز در منطقه‌ي عملياتي عراقي‌ها واقع شده بود .
ارتش عراق براي نگه‌داري تنها سرپلي كه در بخش خاوري رودخانه‌ي كارون در تصرف داشت ، دست به ايجاد استحكامات زيادي زده بود . افزون بر آن ، پدآفند هوايي نيرومندي نيز در ايـن منطقه ، مستـقر گرديده بود . ارتباطات و تداركات اين منطقه ، وسيله‌ي پـل‌هاي « قُصبه» و « حفار» تامين مي‌شد . استعداد ارتش عراق در اين منطقه عبارت بود از :20

يك تيپ زرهي ، يك تيپ مكانيزه ، يك تيپ پياده ، يك گردان زرهي مستقل ، دو گردان پياده مستقل و يك قاطع جيش‌الشعبي .

افزون بر توپخانه‌ي مستقر در اين منطقه ، پنج گردان توپخانه‌ي مستقر در باختر رودخانه‌ي كارون نيز ، در پشتيباني اين نيرو قرار داشت .

ارتش ايران ، در ساعت يك بامداد روز پنجم مهرماه 1360 از سه جبهه ، مواضع ارتش عراق را در بخش خاوري رودخانه‌ي كارون ، مورد آفند قرار داد :

از سوي شمال ، در راستاي رودخانه‌ي كارون و جاده‌ي اهواز ـ آبادان
از سوي جنوب ، در راستاي رودخانه‌ي كارون
از سوي خاور ،‌ در راستاي محور عمود بر جاده‌ي آبادان ـ ماه‌شهر

ستون‌هايي كه در راستاي رودخانه‌ي كارون وارد عمليات شده بودند ، پس از سيزده ساعت نبرد ، يعني در ساعت 14 همان روز ، سرانجام موفق شدند كه دومين پل ارتباطي ارتش عراق بر روي رودخانه‌ي كارون را نيز ، به تصرف خود درآورند .
نيروهاي عراقي مستقر در اين منطقه كه همه‌ي راه‌هاي ارتباطي و تداركاتي و فرار را از دست داده بودند ، اسلحه را زمين گذاشته و تسليم شدند (نقشه شماره 3) .
بدين‌سان ، در نبردي كه تنها دو روز به درازا كشيد ، ضمن نابودي تنها سرپلِ ارتش عراق در بخش خاوري رودخانه‌ي كارون ، محاصره‌ي آبادان نيز در هم شكست و اولين پيروزي نظامي در جنگ ، نصيب ارتش ايران شد .
در اين نبرد ، ارتش عراق تلفات و خسارت‌هاي سنگيني را متحمل گرديد . افزون بر آن ، ضربه‌ي روحي و حيثيتي شديدي بر عراقي‌ها وارد آمد. گرچه اين پيروزي از نظر افزايش روحيه‌ي جنگي نيروهاي ايراني خيلي مهم بود اما سرنوشت جنگ ، در گروي پيروزي ، در جبهه‌ي ديگري بود .

دوم ـ آزاد‌سازي شهر بستان (عمليات طريق‌القدس)
ارتش عراق با اشغال بخش بزرگي از شهرستان دشت ميشان و به ويژه در دست داشتن شهرِ بستان ، جبهه‌هاي شمالي ، مركزي و جنوبي خود را از داخل خاك ايران به هم پيوند داده بود ؛ در حالي كه اين امر از داخل خاك عراق با وجود مرداب هويزه و نبودن راه‌هاي ارتباطي در موازات مرز دولتي ،‌ امكان‌پذير نبود .
ارتش عراق با در دست‌داشتن شهر بستان و مناطق اطراف آن و در نتيجه ، تسلط بر محور عماره ـ بستان ، از راه تداركاتي نزديك و مطمئن نيز برخوردار بود . اين محور ، به ويژه براي تداركات جناح جنوبي جبهه‌ي مركزي كه در حقيقت ستون فقرات ارتش عراق را تشكيل مي‌داد ، داراي اهميت حياتي بود .
با توجه به اين مسايل ، براي وارد‌آوردن ضربه‌ي كاري و اساسي بر پيكر نيروي زميني ارتش عراق ، طراحان نظامي ستاد ارتش ايران به اين نتيجه رسيدند كه مي‌بايست :21

نخست ارتباط جبهه‌هاي جنوبي ، مركزي و شمالي ارتش عراق را از هم گسيخت
سپس ، ارتش عراق را از محور تداركاتي عماره ـ بستان محروم كرد .

براي رسيدن به دو هدف بالا ، مي‌بايست شهر بستان و منطقه‌هاي اطراف آن تا تنگ «چزابه» ، آزاد مي‌شدند .
تنگ مزبور ، با درازاي كمابيش چهار كيلومتر ، در شمال شهر بستان و حاشيه‌ي باتلاق هوزگان قرار دارد . اين تنگه براي پدآفند منطقه‌اي كه قرار بود آزاد شود ، از اهميت ويژه‌اي برخوردار بود . تنگ چزابه ، از شمال به تپه‌هاي شني و از جنوب ، به آب‌گرفتگي محدود است . از اين رو ، پهناي عبور در اين تنگه ، بسيار كم است و از هزار‏و‏پانصد متر ، بيشتر نيست .
ارتش عراق با توجه به اهميت شهر بستان و منطقه‌هاي اطراف آن ، اين شهر را به صورت يك دژ جنگي كامل درآورده بود . ارتش ايران بدون درهم‌كوبيدن اين دژ ، نمي‌توانست پيوستگي طولي ارتش عراق را از هم بگسلد و محور تداركاتي عماره ـ بستان را از كار بيندازد .
با توجه به اين بررسي‌ها ، در ساعت نيم بامداد روز هشتم آذرماه 1360 خورشيدي ، عمليات آزادسازي شهر بستان و اطراف آن (عمليات طريق القدس) با موفقيت به مورد اجرا درآمد . هدف اين عمليات كه چهارده روز به درازا كشيد ، عبارت بود از انهدام نيروهاي عراقي مستقر در منطقه (كمابيش 6 تيپ) و در نتيجه ، آزادسازي منطقه‌اي با پهنه‌ي سيصد تا سيصد‏و‏پنجاه كيلومتر مربع و رسيدن و ترميم مرز دولتي ، در حد فاصل باتلاق هوزگان .

از آغاز مرحله‌ي سوم ، ارتش ايران به دليل عدم برخورداري از پوشش هوايي لازم ، شيوه‌ي رزم شبانه را برگزيد . نيروي هوايي قدرتمند ايران ، در اين فاصله ، به دلايل زير ، توان رزمي خود را به ميزان زيادي از دست داده بود :

كمبود لوازم يدكي
كمبود سوخت جت ، در اثر از كار افتادن پالايشگاه آبادان
خرابكاري عاملان ايراني‌نماي عراق در اين نيرو

از سوي ديگر ، ستاد ارتش ايران ، با توجه به اين مساله كه امكان جايگزيني هواپيماها وجود نداشت ، كوشش مي‌كرد تا حد ممكن در اين مرحله ، نيروي هوايي را درگير جنگ نكرده و آن را براي مراحل حساس‌تر احتمالي ، نگه دارد .
ارتش عراق نيز برابر اين شيوه‌ي رزمي ايرانيان ، روش « پدآفند متحرك» را برگزيده بود . ارتش مزبور اين شيوه را در عمليات محدودِ ، در مرحله‌ي دوم ، چندين بار با موفقيت اجرا كرده بود . در نيروي زميني عراق به شيوه‌ي روس‌ها ، « زرهي» عنصر اصلي را تشكيل مي‌داد . اما نيروي زرهي در شب امكان مانور لازم را ندارد و در نتيجه ، از كارآيي كافي برخوردار نيست . با توجه به اين مساله ، نيروي زميني عراق ، آرايش عمقي به خود گرفته بود .22 در اين آرايش ، روي خط‌هاي مقدم كه سقوط آن‌ها برابر تك شبانه حتمي است ، زياد تكيه نمي‌شود . اما با روشن شدن هوا ، رده‌هاي بعدي مي‌توانند با پاتك‌هاي قوي ، نه تنها مواضع از دست‌رفته در شب را دوباره به چنگ آورند ، بلكه به دليل خستگي نيروهاي مهاجم در طول رزم شبانه ، ضربه‌هاي كاري نيز به آنان وارد نمايند .
برابر اين شيوه‌ي جنگي ارتش عراق ، طراحان ستاد ارتش ايران ، شيوه‌ي رزم شبانه با روش «تك هم‌آهنگ در چندين رده» را به كار گرفتند . بر پايه‌ي اين روش ، هم‌زمان با خطوط مقدم، مي‌بايست رده‌هاي دوم و سوم دشمن نيز در عمق ، مورد حمله قرار مي‌گرفت . اين شيوه‌ي رزمي در عمليات آزادسازي شهر بستان و تنگ چزابه ، با موفقيت كامل از سوي ارتش ايران به كار گرفته شد .
عمليات آزادسازي شهر بستان (عمليات طريق‌القدس) ، در دو محور كلي شمال و جنوب رودخانه‌ي كرخه به مورد اجرا گذارده شد . عمليات محور شمالي ، براي آزادسازي تنگ چزابه و هدف عمليات در محور جنوبي ،‌ آزادسازي شهر بستان بود .
در هر دو محور ، ايرانيان هم‌زمان با خطوط مقدم دشمن ، رده‌هاي دوم و سوم احتياط نيروهاي عراقي را نيز ، مورد آفند قرار دادند . در پايان روز دوم ، در محور شمالي ، تنگ چزابه و در محور جنوبي ، شهر بستان آزاد شد . در اثر اين عمليات ، ارتش عراق با تحمل تلفات جاني و ضايعات تسليحاتي سنگين ، تن به يك شكست راهبردي (استراتژيك) داد .
بدين‌سان ، به دنبال آزادسازي شهر بستان و مناطق اطراف آن ، ارتباط جبهه‌هاي ارتش عراق در داخل خاك ايران از هم گسيخت و اين نيروها ، از محور تداركاتي عماره ـ بستان نيز محروم شدند . از اين رو ، ارتش عراق چندين بار با تحمل زيان‌هاي بسيار ، كوشيد تا شهر بستان را دوباره اشغال كند و در نتيجه ، شكست محتوم خود را چندي به عقب بياندازد كه موفق نشد .
به دنبال اين عمليات ناموفق براي اشغال دوباره شهر بستان ، نيروهاي عراقي مستقر در منطقه كه در خطر محاصره و نابودي كامل قرار گرفته بودند ، در چند مرحله عقب‌نشيني كرده و در جنوب رودخانه‌ي كارون مستقر شدند . (نقشه شماره چهار)

سوم ـ آزاد‌سازي گلوگاه خوزستان (عمليات فتح‌المبين)
با وجود تحمل اين شكست ، سپاه چهارم ارتش عراق با تسلط بر نواحي شوش ، گلوگاه خوزستان را هنوز در دست داشت . افزون بر آن ، سپاه مزبور با دريافت جنگ‌افزارهاي بيش‌تر و تقويت با يگان‌هاي رزمي ديگر ، بيش از پيش نيرومند مي‌نمود .
با توجه به اين كه حكومت عراق ، بيش‌ترين توان رزمي خود را در اين جبهه متمركز كرده بود، سرنوشت جنگ در گرو درهم كوبيدن اين نيروي عظيم قرار داشت :23

سپـاه چهارم ، افـزون بر برخورداري از پيشرفتـه‌ترين جنگ‌افزارهـا ، تا تنگه‌ي « رقابيه» داراي مواضع پدآفندي پي در پي و ژرف بود . هم‌چنين جناح شمالي اين سپاه با تكيه به دنباله‌هاي كبيركوه ، از هر جهت پوشيده بود . افزون بر آن ، به دليل محدوديت و در برخي موارد ، عدم امكان عمليات خارج از جاده در شمال محور دزفول ـ عين‌خوش ـ موسيان ، اين جناح برابر حمله‌ي احتمالي ستون‌هاي زرهي ايرانيان در امان بود .

نقطه‌ي ضعف سپاه چهارم ، در جناح جنوبي بود . اين منطقه ، از شهر شوش به سوي غرب ، از هر جهت ، براي عمليات خارج از جاده مساعد است . سپاه مزبور نيز با توجه به اين مساله ، بيش‌ترين نيرو را در اين جناح متمركز كرده بود . اما به دنبال آزادسازي شهر بستان و منطقه‌هاي اطراف ، جناح جنوبي سپاه چهارم دوپاره شده و پاره‌ي شمالي آن به صورت يك برجستگي ضربه‌پذير ، در درازاي محور عين‌خوش ـ موسيان ، بدون پوشش مانده بود .
ارتش عراق ، پس از آن كه موفق نشد با اشغال دوباره‌ي شهر بستان اين نقطه ضعف را برطرف كند ، روز هفدهم اسفند ماه 1360 دست به يك كوشش نافرجام از سوي شمال زد . اين عمليات نزديك به دو هفته ادامه داشت و طي آن ، ارتش عراق كوشيد تا تنگ چزابه را دوباره اشغال كند و در اين فرآيند ، فشار بر روي شهر بستان را افزايش دهد . عمليات ارتش عراق با وجود نقل و انتقال‌هاي گسترده و برخورداري از آتش سنگين توپخانه و بمباران هوايي ، با شكست روبه‌رو شد .

در ساعت نيم بامداد روز اول فروردين ماه 1361 ، عمليات ارتش ايران براي درهم كوبيدن پاره‌ي شمالي جناحِ جنوبي سپاه چهارم عراق ، آغاز شد و در دو مرحله ديگر ، در روزهاي چهارم و هفتم همان ماه ، با موفقيت كامل دنبال گرديد . سرعت عمليات به گونه‌اي بود كه روز نهم فروردين ماه ، ارتش ايران منطقه‌ي مورد نظر را پاك‌سازي كرده بود و در مواضع پدآفندي از پيش‌تعيين‌شده ، مستقر شده بود .
در اين عمليات ، ستاد ارتش ايران دو لشگر كامل رزمي ، همراه با چند گردان توپخانه را وارد كارزار كرد . در اين راستا براي پيش‌گيري از كاهش شدت آفند ، چند تيپ ديگر همراه با چند گردان از نيروهاي مردمي و چند گردان سپـاه پاسداران نيز ، وارد ميدان جنگ شدند . در اين عمليات كه با استادي از سوي طراحان نظامي ستاد ارتش ايران طرح‌ريزي شده بود و با دقت و جسارت از سوي فرماندهان ارتش به مورد اجرا درآمد ، هم‌زمان با خطوط مقدم ، رده‌هاي عمقي سپاه چهارم عراق مورد حمله قرار گرفت .
ستون فقرات اين عمليات بزرگ نظامي را ، لشگر 92 زرهي اهواز تشكيل مي‌داد . اين لشگر، در درازاي جنگ با يگان‌هاي ديگر تقويت شده بود . لشگر 92 زرهي اهواز ، در حالي كه از سوي چند گردان از نيروهاي‌مردمي همراهي مي‌شد ، از جنوب محور دزفول ـ عين‌خوش ـ موسيان ، مواضع سپاه چهارم را دور زد و در جنوب عين‌خوش ، مقر فرماندهي ، پايگاه پرتاب موشك‌هاي زمين به زمين و يگان‌هاي تامين عقبه‌ي سپاه چهارم عراق را مورد حمله قرار داد . هم‌زمان با اين عمليات ، لشگر 77 پياده‌ي خراسان همراه با چند گردان از نيروهاي‌مردمي و سپاه پاسداران، از امتداد جنوبي دامنه‌هاي كبير‌كوه ، مواضع سپاه چهارم را مورد تك قرار داد .
پس از هشت روز نبرد ، سپاه چهارم عراق با از دست‌دادن سه لشگر مكانيزه و زرهي ، از هم پاشيد . در اين نبرد ، پانزده‌هزار تن از افراد ارتش عراق همراه با يك امير و صدها افسرِ ارشد و رده‌هاي پايين‌تر ، به اسارت درآمدند . افزون بر آن ، 150 دستگاه تانك ، 170 دستگاه نفربر زرهي ، 500 دستگاه خودرو ، 165 قبضه توپ و مقادير زيادي جنگ‌افزارهاي نيمه‌سنگين و سبك ، همراه با مهمات و وسايل مخابراتي ، به غنيمت گرفته شد .24
با اين شكست ، ارتش عراق چهل كيلومتر به عقب رانده شد و شهرهاي دزفول و شوش ، از تيررسِ آتشِ توپخانه‌ي عراق رهايي يافتند . (نقشه شماره پنج)

چهارم ـ بيرون‌ راندن ارتش عراق ، از خاك ايران (عمليات بيت‌المقدس)
به دنبال اين پيروزي ، نوبت جناح جنوبي سپاه چهارم فرا رسيده بود . اين جناح ، پيش‌تر در محور سوسنگرد ـ اهواز ، دوپاره شده و پاره‌ي شمالي آن در عمليات آزاد سازي شهر بستان (طريق‌القدس) نابود گرديده بود . باقي‌مانده‌ي سپاه چهارم عراق ، هنوز منطقه‌اي به وسعت كمابيش 5400 كيلومتر مربع را در اختيار داشت .
اين منطقه ، از شمال به كرخه‌ي‌كور و شهرهاي هوزگان (هويزه) ، از باختر به باتلاق هوزگان (هويزه) و از جنوب ، به اروندرود و شهر خرم‌شهر ، محدود مي‌شد . ارتش عراق به دليل استقرار درازمدت در اين منطقه ، مواضع پدآفندي زيادي به وجود آورده بود . افزون بر آن ، اين مواضع را با رودخانه‌هاي كرخه‌ي‌كور و كارون ، هم‌آهنگ كرده بود .
ارتش عراق با توجه به پهناي قابل‌عبور كرخه‌ي‌كور و به ويژه ، پس از عمليات آزادسازي گلوگاه خوزستان (فتح‌المبين) ، استحكامات كناره‌ي اين رودخانه را تقويت كرده بود . در اين جا، افزودن بر ميدان‌هاي مين ، سيم خاردار ، كانال و خاكريز ، سنگرهاي تيربار به خوبي مي‌توانستند عبور پياده‌نظام را متوقف كنند . در آخرين رده‌ي اين مواضع پدآفندي ، آشيانه‌هاي تانك با فاصله‌هاي كمي از هم قرار داشتند كه مي‌توانستند ، تلفات سنگيني بر مهاجم وارد كنند .
با وجود خطوط پدآفندي مناسب و هم‌آهنگي كامل با رودخانه‌ي كرخه‌ي‌كور و كارون ، جناح جنوبي سپاه چهارم عراق ، از نظر امكان تحرك در وضع بسيار بدي قرار داشت . باتلاق هوزگان (هويزه) و مناطق مردابي به هم‌پيوسته‌ي آن در قلمرو حكومت عراق ، امكان عقب‌نشيني اين نيرو را به داخل خاك عراق غيرممكن مي‌ساخت . براي عقب‌نشيني و فرار ، تنها يك راه دراز ، در مسير محور خرم‌شهر ـ شلمچه ـ بصره ، وجود داشت .
ارتش عراق ، پس از تحمل شكست‌هاي پياپي ، جناح جنوبي سپاه چهارم را به شدت تقويت كرده بود . يگان‌هايي كه در اثر عمليات پيشين ارتش ايران ، در هم شكسته بودند ، پس از بازسازي ، دوباره به منطقه فرستاده شده بودند . با آغاز عمليات ، يگان‌هاي ديگري نيز به ياري اين جناح گسيل شدند . استعداد ارتش عراق در اين منطقه به شرح زير برآورد شده است :25

پياده نظام : كما بيش سي و شش هزار نفر
زرهي : چهل و يك گردان تانك يا كمابيش 1345 دستگاه تانك
مكانيزه : سي و هشت گردان مكانيزه يا كمابيش 1330 دستگاه نفربر زرهي
پشتيباني : كمابيش 530 قبضه توپ

افزون بر آن ، اين نيرو از پشتيباني پي‎گير هوايي ، در درازاي نبرد نيز برخوردار بود .

براي رويارويي با اين نيروي قابل‌ملاحظه و بيرون‌راندن باقي‌مانده‌ي ارتش عراق از خاك كشور ، ستاد ارتش ايران ، عمليات بيت‌المقدس را در سه مرحله به مورد اجرا درآورد .
طراحان ستاد ارتش ايران ، با توجه به انبوه نيروي دشمن ، گستردگي جبهه و پهنه‌ي زياد منطقه‌ي عمليات ، از درگيري در يك جبهه‌ي متمركز پرهيز كرده و در نتيجه ، به ارتش عراق اجازه ندادند تا از امكان تمركز نيرو ، بهره‌مند شود .

عمليات غرب رودخانه‌ي كارون
اين عمليات روز اول اردي‌بهشت ماه 1361 از سوي ارتش ايران در غرب رودخانه‌ي كارون به مورد اجرا گذارده شد . در اين عمليات چندين گردان از نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران نيز در ميدان نبرد ، حضور داشتند . در اين مرحله ، نيروهاي ايران پس از گذر از رودخانه‌ي كارون ، جاده‌ي اهواز ـ خرم‌شهر را در اختيار گرفت . ارتش عراق با وجود پاتك‌هاي سخت ، موفق به دست‌يابي دوباره به اين جاده نشد .




عمليات فكه
مرحله‌ي دوم اين عمليات ، پانزده روز پس از مرحله‌ي اول ، يعني در روز شانزدهم اردي‌بهشت ماه 1361 ، در منطقه‌ي « فكه» به اجرا درآمد . در نتيجه‌ي اين عمليات ، فشار بر روي نيروهاي عراقي مستقر در منطقه ، افزايش يافت . هم‌زمان با عمليات فكه ، بخشي از نيروهايي كه در مرحله‌ي اول عمليات از رودخانه‌ي كارون گذر كرده بودند ، به سوي مرز دولتي به حركت درآمدند و تا پايان روز هفدهم ارديبهشت ماه ، در نوار مرزي مستقر شدند .

عمليات آزادسازي خرم‌شهر
مرحله‌ي سوم عمليات ، روز نوزدهم اردي‌بهشت ماه 1361 به منظور درهم‌كوبيدن بقاياي نيروهاي جبهه‌ي مركزي و هم‌چنين ، نيروهاي جبهه‌ي جنوبي ارتش عراق و در نتيجه ، آزادسازي خرم‌شهر به مورد اجرا درآمد . در شب همان روز ، مواضع دفاعي ارتش عراق در شمال و باختر شهر خرم‌شهر به تصرف نيروهاي ايران درآمد و خرم‌شهر در كم‌تر از سه روز ، آزاد شد .
در اين نبرد ، هفت‌هزار نفر از نيروهاي عراق كشته و اسير شدند . فرمانده‌ي جبهه‌ي جنوبي عراق نيز ، در ميان انبوه كشته‌شدگان بود . بقاياي نيروهاي عراقي ، با به جا گذاردن مقادير زيادي جنگ‌افزار و مهمات ، از ميدان جنگ گريختند . (نقشه شماره 6)

بدين‌سان ، ارتش ايران موفق شد كه پس از گذشت كم‌تر از 19 ماه از آغاز آفند گسترده‌ي عراق و اشغال بخش‌هاي بزرگي از كشور ، نيروهاي اشغال‌گر را از خاك ايران براند . از اين مرحله به بعد ، مرحله‌ي چهارم جنگ (مرحله پدآفند برون‌مرزي) آغاز شد ...



پي‌نوشت‌ها

1- Alexander de Marenches et Christine Ockernet : Dans le Secret des Princes. Parice, stock, 1986, P. 234
آقاي الكساندر مارشه ، در دوران جنگ عراق عليه ايران ، رييس سازمان اطلاعات فرانسه بود .
2 ـ سوداگري مرگ ـ ص 176
3 ـ بندر فاو در قلمرو عراق و بندر اروندكنار در ايران ، آخرين شهرهاي دو كشور در مسير اروندروداند كه در محل ريختن اين رودخانه ، به خليج فارس قرار دارند .
4 ـ عمليات خارج جاده ، عبارت است از امكان حركت وسايل مكانيزه ، ادوات جنگي و مهندسي، بيرون از جاده‌هاي ساخته شده .
5 ـ خشكستان يا بيابان ، مساوي است با واژه‌اي Arid Zone در انگليسي .
6 ـ اصطلاح جنگ برق‌آسا ، ترجمه‌ي آلماني Blitzkrieg است . شيوه‌اي كه در جنگ جهاني دوم از سوي آلمان‌ها ابداع شد و در مواردي با موفقيت به كار گرفته شد . البته بايد توجه داشت كه بيش از آن در زمان‌هاي نزديك ، نادرشاه افشار و آقامحمدخان قاجار ، در برخي نبردها ، از اين شيوه بهره گرفتند .
7 ـ تجاوز و دفاع ـ ص 53 (البته استعداد ارتش عراق بيش‌تر از اين نيز برآورد شده است . سرلشگر سيديحيي رحيم صفوي ، فرمانده سپاه پاسداران در نماز جمعه روز هفتم مهر ماه 1385 ، استعداد ارتش عراق را در زمان حمله به ايران ، به شرح زير اعلام كرد :

حدود 48 يگان رزمي ، برابر با 12 لشگر ، متشكل از 5 لشگر زرهي ، پنج لشگر پياده ، دو لشگر مكانيزه ، پانزده تيپ مستقل نيروي مخصوص زرهي و مكانيزه با بيست تيپ گارد مرزي و يك تيپ گارد رياست جمهوري. اين ماشين نظامي در زمان حمله به ايران با برخورداري از حدود 5400 دستگاه تانك و نفربر ، 366 فروند هواپيماي جنگي ، 400 فروند بال‌گرد ، 800 ارابه توپ‌خانه و 400 قبضه توپ پدآفند هوايي ، از آمادگي عملياتي مناسبي برخوردار بود . (روزنامه قدس 8/7/1385 ـ ص 2)
8 ـ در حسرت قادسيه (مقاله‌هاي پياپي)
9 ـ همان
10 ـ تجاوز و دفاع ... ـ ص 55
11 ـ يكي از شاهدان عيني واقعه ، به‌نويسنده گفت : خلبان‌هاي ايراني ، در حالي كه هواپيماهاي خود را حدود 90 درجه چرخانيده بودند ، برابر چشمان حيرت‌زده مردم بغداد كه از پشت پنجره‌ها شاهد بودند ، از ميان خيابان‌هاي بزرگ بغداد مي‌گذشتند . غرش هواپيماها ، ساختمان‌ها را مي‌لرزاند و شيشه‌ها را خرد مي‌كرد . دود غليظ ، خيابان‌ها را فرا گرفته بود .
12 ـ جمهوري وحشت ـ ص 434 ـ ( زيرنويس 3)
13 ـ تجاوز و دفاع ... ـ ص 56
14 ـ جمهوري وحشت ـ ص 436
15 ـ هرالد تريبون (روزنامه) ـ 20 اكتبر 1980 / جمهوري وحشت ـ ص 453 ـ (پي‌نوشت 33)
16 ـ صدام‌حسين ، تجاوز نظامي به ايران را به نام « قادسيه‌ي دوم» ، نام‌گذاري كرده بود .
17 ـ ارتش عراق توانست با ايجاد پل بر روي رودخانه‌ي بهمن‌شير ، وارد كوي ذوالفقار آبادان شود . اما پايداري دليرانه ساكنان كوي مزبور و ديگر مردم شهر كه به ياري آنان شتافته بودند ، نيروهاي عراقي را فراري داد و اين پل نيز به دست مردم شهر نابود شد .
18 ـ در حسرت قادسيه ( مقاله‏هاي پياپي)
19 ـ همان
20 ـ « قاطع» برابر است با پنج هزار نفر
21 ـ تجاوز و دفاع ... ـ ص 58
22 ـ همان ـ ص 59
23 ـ در حسرت قادسيه ( مقاله‏هاي پياپي)
24ـ همان
25 ـ تجاوز و دفاع ... ـ ص 60



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)